«ّ‌َة۷بازم مثل هر سال به کندی اومدو به تندی تموم شد
کل سال به هر جون کندنی که بود گذروندیم تا به به این ماه رسیدیم
هممون یه سری به لباس سیاهامون زدیم که از پارسال گوشه کمدو بقچه ها
داشتن خاک میخوردن
رخت سیاه به تنمون کردیم تا حداقل یه ذره هم که شده احساس کنیمش

 درکش کنیم عمق فاجعه رو بفهمیم ولی از قدیم گقتن شنیدن کی بود مانند

دیدن همه ما یه بهتر بگم99% ماها آرزو داشتیم که پیشش بودیم تا

سپاهش دیگه 72 نفر نباشه ولی بازم
حسرت گذشته که چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حیف که نمیشه
جالبیش میدونین چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جالبش اینجاست که تو این ماه همه ....همه ی ماها .....از هر قشری ......

از هر طبقه ایییه رنگ میشن همه وهمه به سوگ فرو میرن به سوگ کسانی

 که برای عشق ودین و ناموس از جون مایه گذاشتن .خوبیشم به همینه که

 همه فکرشون حسینو حسیناست.
تو این ماه همه یه جور دیگه میشن اصلا انگار همه به قول معروف بچه مثبت شدن
حالا به اینش کاری نداریما که طی سال همه کار کرده...

در دید اولیه فقط یه اسم به نظر میاد
ولی وقتی ما مسلمونا یا اصلا همه کسایی که از محرمو عاشورا خبر دارن
می فهمن که همین اسم پر معنا ترین کلمه ایست که اگه به عمقش فکر کنین
مظلومیت رو میفهمین
میفهمین که چطور یه آدم برای حفظ ناموس .....دین ......اسلام........حق......

از جونش چطور مایه گذاشت.
چه چیزهایی که این بزرگوار با چشمش دید.
دید که اعضای خونوادش یکی یکی جلوی چشمش پر پر شدن.
دید که چطور مردمانش تنهاش گذاشتن .............چطور پشت بهش کردن
ولی !!!!!!!!!!!ولی در هر شرایطی پا پس نذاشت حتی !! حتی وقتی که تنها شد
بازم خودش رفت با اینکه میدونست کشته میشه رفتو زد به دل شون
میخوام بگم از مظلومیتش از بزرگواریش از گذشتتش از غرورش از ایستادگیش
به خدا سخته !!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتی عزیز ترین کساشو یه آدم جلوی چشش پرپر شده
ببینه!!!! چیه نمیتونین اصلا فکرشو کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس به عظمت و ایستادگی حسین حسادت کنین
فقط وفقط میتونیم اینو بگیم که ای کاش بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همه همه در دل یک حسین داریم که مرحم دردامونه

امیدوارم که هیچ وقت هیچ وقت از یادتون نره که محرم چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کربلا کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حسین کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اميدوارم اسم حسين و عباس و ذکر محرم توی گفته هامون، کتابهامون، عشقهامون

شعرهامون، نوشته هامون و حتييييييييييييييييييييی وبلاگهامون، يک جور شرم

و خجالت و بی کلاسی برامون تلقی نشه و از ۱۲ ماه ( واسه عشق بهتر از

جونمون که به خاطرش هزار تا استغفر الله خدا و پيغمبر و

امام رو شهيد می کنيم )۱۰-۱۵ روزش رو برای ذکر نام عشق واقعيمون بگذرونيم.

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۳

 

محاصره امام حسين‏«ع‏»

هدف امام حسين‏«ع‏»رسيدن به كوفه و پيوستن به هواداران در آن شهر بود،تا بر ضدامويان قيام كنند.ابن زياد(والى كوفه)هم مى‏دانست كه اگر امام،پاى به كوفه بگذارد،كنترل شهر از دست بيرون خواهد شد.اين بود كه مانع ورود امام به كوفه شد.سپاه هزارنفرى را به فرماندهى حر بن يزيد سر راه آن حضرت فرستاد،پس از گفتگوها،كاروان امام‏و سپاه حر همچنان پا به پاى هم پيش مى‏آمدند.چون به‏«نينوا»رسيدند،پيكى از كوفه‏رسيد كه فرمان محاصره را همراه داشت،كه امام حسين‏«ع‏»نه راه برگشت داشته باشد،نه‏راه پيش،فرمان چنين بود كه:«اما بعد فجعجع بالحسين...»با رسيدن نامه و قاصدم،حسين‏«ع‏»را در محاصره و تنگنا قرار بده و او را جز در سرزمين بى‏آب و علف و دور ازپناهگاه فرود نيار،به قاصدم دستور دادم تا همراه تو باشد و از تو جدا نگردد.تا خبراجراى اين فرمان را برايم بياورد.و السلام.

در پى آن دستور بود كه امام به اجبار در آن منطقه فرود آمد.اين حادثه در روز پنج‏شنبه‏دوم محرم سال 61 هجرى بود.فرداى آن روز،عمر سعد با چهار هزار نفر از كوفه‏رسيدند. (22) در پى اين محاصره،از پيوستن افراد به گروه ياران امام نيز جلوگيرى مى‏كردند وماهها كنترل مى‏شد،برخى كه از كوفه خود را به امام رساندند،با استفاده از تاريكى شب يااز بيراهه بود.

 

مخالفان بيعت با يزيد

يزيد بن معاويه و واليان او،پس از مرگ معاويه از مردم و شخصيتها مى‏گرفتند.اماكسانى هم زير بار بيعت نرفتند.از جمله كسانى كه علنا بيعت با يزيد را رد كردند و زير بارحكومت او نرفتند و از او انتقاد كردند،اينان بودند:حسين بن على‏«ع‏»،عبد الرحمن بن ابى‏بكر،عبد الله بن زبير،منذر بن زبير،عبد الرحمن بن سعيد عابس بن سعيد و عبد الله بن‏حنظله. (47) سيد الشهدا«ع‏»دعوت وليد،والى مدينه را براى بيعت رد كرد و ضمن سخنى كه‏فضايل دودمان رسالت را برشمرد و به ننگهاى يزيد اشاره داشت،فرمود:«...و مثلى لايبايع لمثله‏» (48) و به مروان نيز كه آن حضرت را مى‏خواست به بيعت وا دارد،فرمود:

«ويحك!اتامرنى ببيعة يزيد و هو رجل فاسق؟» (49) (آيا مرا به بيعت مردى فاسق چون يزيدفرا مى‏خوانى؟)سيد الشهدا«ع‏»بيعت با يزيد را به معناى قبول سلطه جور و رضا دادن به‏هدم اسلام مى‏ديد.از اين رو و براى نجات اسلام و امت از حكومت فاسقان،بيعت نكردو سفر مكه، سپس راه كربلا را در پيش گرفت.

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳

 

روزي که در جام شفق مل کرد خورشيد

بر خشک چوب نيزه ها گل کرد خورشيد


شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم

خورشيد را بر نيزه گوئي خواب ديدم


خورشيد را بر نيزه؟ آري اينچنين است

خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است


برصخره از سيب زنخ برمي توان ديد

خورشيد را بر نيزه کمتر مي توان ديد


در جام من مي پيش تر کن ساقي امشب

با من مدارا بيشتر کن ساقي امشب


بر آبخورد آخر مقدَّم تشنگانند

مي ده حريفانم صبوري مي توانند


اين تازه رويان کهنه رندان زمينند

با ناشکيبايان صبوري را قرينند


من صحبت شب تا سحوري کي توانم

من زخم دارم من صبوري کي توانم


تسکين ظلمت شهر کوران را مبارک

ساقي سلامت اين صبوران را مبارک


من زخمهاي کهنه دارم بي شکيبم

من گرچه اينجا آشيان دارم غريبم


من با صبوري کينه ديرينه دارم

من زخم داغ آدم اندرسينه دارم


من زخمدار تيغ قابيلم برادر

ميراث خوار رنج هابيلم برادر


يوسف مرا فرزند مادر بود در چاه

يحيي! مرا يحيي برادر بود در چاه


از نيل با موسي بيابانگرد بودم

بر دار با عيسي شريک درد بودم


من با محمد از يتيمي عهد کردم

با عاشقي ميثاق خون در مهد کردم


بر ثور شب با عنکبوتان مي تنيدم

در چاه کوفه واي حيدر مي شنيدم


بر ريگ صحرا با اباذر پويه کردم

عمار وَش چون ابر و دريا مويه کردم


تاوان مستي همچو اشتر باز راندم

با ميثم از معراج دار آواز خواندم


من تلخي صبر خدا در جام دارم

صفراي رنج مجتبي در کام دارم


من زخم خوردم صبر کردم دير کردم

من با حسين از کربلا شبگير کردم


آن روز در جام شفق مل کرد خورشيد

بر خشک چوب نيزه ها گل کرد خورشيد


فريادهاي خسته سر بر اوج ميزد

وادي به وادي خون پاکان موج ميزد


بي درد مردم ما خدا، بي درد مردم

نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم


از پا حسين افتاد و ما برپاي بوديم

زينب اسيري رفت و ما بر جاي بوديم


از دست ما بر ريگ صحرا نطع کردند

دست علمدار خدا را قطع کردند


نوباوه گان مصطفي را سربريدند

مرغان بستان خدا را سربريدند


دربر گريز باغ زهرا برگ کرديم

زنجير خائيديم و صبر مرگ کرديم


چون بيوه گان ننگ سلامت ماند برما

تاوان اين خون تا قيامت ماند برما


روزي که در جام شفق مل کرد خورشيد

بر خشک چوب نيزه ها گل کرد خورشيد

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳

 

                                  ماهيت قيام كربلا

براى حفظ هويت نهضت عاشورا و اهداف آن،بايد«ماهيت‏»آن را خوب شناخت.

ماهيت قيام امام حسين‏«ع‏»را از منابع مستند و خدشه ناپذير زير مى‏توان شناخت:

الف:خطبه‏هاى امام و اهل بيت،كه در مكه و بين راه حجاز و عراق

 و در كربلا وپس از آن در كوفه،شام و مدينه ايراد شده است.

ب:سخنانى كه امام،در پاسخ به پرسشها،پيشنهادها و خيرخواهيهاى اين و آن

درطول نهضت بيان كرده است.

ج:رجزهايى كه امام و اصحاب او،روز عاشورا در مقابل دشمن خوانده‏اند

و همه‏آنها در مآخذ معتبر ثبت‏شده است.

د:نامه‏هايى كه ميان امام و مردم كوفه و بصره رد و بدل شده است،نامه‏هاى

 يزيد به‏ابن زياد، ابن زياد به يزيد و عمر سعد،نامه‏هاى عمر سعد به ابن زياد

ابن زيادبه حاكم مدينه و....

از مجموع اين منابع و اسناد مكتوب و موجود،مى‏توان اهداف،ماهيت

ديدگاههاى‏طرفين را به دست آورد.در عين حال مى‏توان گفت نهضت

 امام حسين‏«ع‏»چهار بعدداشت:ويران كردن، ساختن،تجديد و آفريدن و

 ابداع.اما توضيح مختصر اين ابعاد:

«ويران كردن‏»:در هم شكستن و ويران كردن هيكل و اسكلتى كه به امويان

امكان داده‏بود به اسم‏«دين‏»،ستمگرى كنند و به نام خلافت،كاخهاى عياشى خود را

 بر استخوانها وجمجمه‏هاى محرومان و آزاديخواهان بنا كنند و آزاد مردان

 را از صحنه كنار بزنند يا به‏شهادت برسانند. انقلاب كربلا،بنيان ستم و

 تحميق و تزوير را در هم شكست و پايه‏هاى‏آن را متزلزل ساخت.

«ساختن‏»:دميدن روح شهامت و بيدارى در كالبد جامعه اسلامى و پروراندن

 نسلى‏خداجوى و شهادت طلب و ستيزه‏گر با سلطه ستم،به دليل حركتهاى

انقلابى پس ازعاشورا.

«تجديد»:ارزشهاى اسلامى كه با نقشه‏ها و توطئه‏هاى بنى اميه كهنه و

 فراموش شده ومفاهيم دينى كه به دست آنان تحريف گشته بود،دوباره احيا شد.

ديدگاه اصلى دين درباره‏حكومت و حاكم و بيت المال و حقوق مردم مطرح

 گشت و بناى عقيده و ايمان، روحى‏تازه يافت و تحريفها زدوده گشت

 و روحهاى كوچك،آن عظمت را يافتند كه در برابرطاغوت بايستند و

 امر به معروف و نهى از منكر كنند.

«ابداع‏»:نمونه‏هاى زنده و بزرگ و قهرمان براى بشريت‏ساخته شد كه

همواره خار سرراه متجاوزان به حقوق محرومان بودند و ايجاد يك خط

آزاديبخش كه با روح تقوا واخلاص خدايى اشباع شده بود،خطى كه در

 طول تاريخ،خواب از چشم جباران متكبرربوده،و بستر نرمشان را خشن

ساخت.اين خط،در سايه ايجاد هويت جديد انسانى واسلامى در جامعه پديد آمد و امام حسين‏«ع‏»به همه انسانها،حتى غير مسلمانان،درس‏آزادگى و غيرت داد.

ادامه دارد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۳

 

سلام تنها ترينها...

فرا رسيدن ايام محرم الحرام را به کليه شيعيان و دوستان عزيز تسليت عرض می کنم...اميدوارم به برکت اين ماه جسم و روحمونو بتونيم تزکيه

بديم و معرفت شناخت ارزش و قداست خون امام حسين و  همراهانش نصيبمون بشه...

چه احساس غريبي است «ايام محرم» و آن زمان كه بغض گلويمان را مي فشارد و در سوگ مي نشينيم. محرم كه از راه مي رسد، آداب خاص خود را مثل هزاران هزار سال گذشته در رفتار مردم عيان مي كند. دل مي سپاريم به او كه هميشه ايام، مظلوميتش حكايت ها دارد و گذشته اين سال ها، از دور تا نزديك همواره براي مردم ايران زمين حال و هواي ديگري داشته و دارد. مردم تهران قديم همان ها كه حالا كمتر نشاني از زندگي و آداب و اعتقاداتشان را در ذهن داريم، با نزول ماه هاي محرم و صفر، خود را مقيد به انجام تكاليفي مي دانستند كه اين روز ها آن تكاليف، صورت و جلوه اي ديگر پيدا كرده است. گذشتگان هر روز را به اعتقادي در دل و رفتار سپري مي كردند و براي مثال همزماني اولين روز محرم با ايام هفته برايشان معنايي خاص داشته است.
جعفر شهري در كتاب «طهران قديم» در فصل مربوط به ماه هاي قمري ذكر مي كند كه مردم با توجه به اين كه در هر سال، ماه محرم در چه روزي آغاز مي شد براي آن سال مسايل مختلفي را پيش بيني مي كردند. از جمله آن كه: اگر اول محرم روز شنبه بود، دليل بر آن بود كه زمستان آن سال سرد و يخ و برودت بسيار و حدوث مرض طاعون و مرگ گوسفندان و گراني گندم و كمي عسل و سلامتي زراعت از آفات و مرض در بعضي ميوه ها و مرگ كودكان و جنگ روم و عرب، ظهور گلو درد و زكام و مرگ زنان و پيران و خوبي آخر سال و در چنين سالي بوده كه قابيل، ‌هابيل را به قتل رسانيده بود.
اگر اول محرم يكشنبه بود: زمستانش خوب و بارانش زياد مي آمد، اما مزروعات را آفت مي رسيد و عسل اندك بدست مي آمد و اثر طاعون در هوا ظاهر مي گرديد و در آخر سال گراني و غلبه پادشاه و ظهور دردها و مرگ هاي صعب العلاج و ظهور ستاره دنباله دار و تابستانش معتدل و سبب ارزاني شتر و گوسفند و بسياري گياه مي گرديد.
اگر اول محرم دوشنبه بود: دلالت داشت بر اين كه آن سال را زمستان نيكو و تابستان گرم و باران در وقتش بسيار و گوسفند و عسل فراوان و ميوه در بلاد آذربايجان زياد و مرگ زنان و گوشت و روغن بسيار و كمي پول و زيادي نكاح و عيش و طرب و معاش و چهارپا خوب و در مكه ارزاني و شايد هم ماه يا خورشيد خسوف و كسوف مي نمود.
اگر اول محرم سه شنبه بود: دليل برف و سرما و يخ بسيار در مشرق و زيادي عسل و گوسفند و گراني برنج در آخر سال و به روايتي زيادي زراعت و باران و ارزاني نرخ ها در شهرها و زيادي شكار حيوانات دريايي و ترس و اضطراب سلطان عجم و خونريزي و قتال ميان عرب و عجم و كشته شدن بزرگ عرب و فراواني جو و عدس و گندم باران در تابستان را مي نمود.
اگر اول ماه محرم چهارشنبه بود: زمستان در آن سال متوسط و باران در بهار زياد و غلات و ميوه در كوهستان ها به وفور، اما مرگ و مير بسيار در ميان مردم و ارزاني نرخ ها و ابريشم و حرير و زيادي معاملات و خروج كسي بر پادشاه و مرگ پادشاه روم و دل پيچه زياد در آخر سال و مرگ حيوانات و زيادي عسل و آب دجله و طغيان در شام و آمدن ملخ بسيار در آن جا را دليل مي گرديد.
اگر اول محرم پنجشنبه بود: زمستان ملايم و باران و غله بسيار و ميوه فراوان و ظهور تب و غلبه مردم روم بر مسلمان و جنگ و محاربه در مغرب و كمي باران در اول سال و وزيدن بادهاي تند در آخر سال و طغيان راهزنان و مرگ گاوان و زيادي غم و ستم حكام و شايد هم قمر خسوف مي نمود.

اگر اول محرم جمعه بود: دليل بود كه زمستانش سرد نخواهد بود و آب چشمه ها و رودها رو به نقصان خواهد گذارد و غله در بلاد كوهپايه ها گران و در مغرب آفت براي درختان و غلبه روميان بر فارسيان و فساد عظيم در فارس و در اول ماه ربيع الاول تا آخر جمادي الثاني آن سال دردهاي سخت ظاهر خواهد گرديد و زنان آبستن بچه ضايع خواهند كرد و اگر ستاره دنباله دار ظاهر شود فتنه هاي عظيم نيز در پي خواهد داشت.

محرم :

نام نخستين ماه از ماههاى دوازده گانه قمرى.علت نامگذارى اين ماه به محرم،آن‏بوده كه در ايام جاهليت،جنگ در اين ماه را حرام مى‏دانستند و روز اول محرم را اول سال‏قمرى قرار مى‏دادند.اما بنى اميه با ريختن خون سيد الشهدا در اين ماه و پديد آوردن حادثه‏كربلا،احترام ماه حرام را نگه نداشتند.امام رضا«ع‏»فرمود:در جاهليت،حرمت اين ماه‏نگاه داشته مى‏شد و در آن نمى‏جنگيدند،ولى در اين ماه،خونهاى ما را ريختند و حرمت‏ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه‏ها را آتش زدند و غارت كردند وحرمت پيامبر را درباره ذريه‏اش رعايت نكردند. (34) به گفته سيد حميرى:

فى حرام من الشهور احلت حرمة الله و الحرام حرام (35)

در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجرى،كاروان ابا عبد الله‏«ع‏»وارد كربلا شد و اردوزد. بتدريج بر سپاه كوفيان كه آن حضرت را محاصره كرده بودند افزوده شد.روز نهم ماه‏محرم‏«تاسوعا»نام دارد و روز دهم آن‏«عاشورا»،روز شهادت سيد الشهدا و ياران وفرزندانش در كربلاست.

از آنجا كه ماه محرم،يادآور حادثه كربلا و عاشوراست،فرا رسيدن آن دلها را پر از غم‏مى‏سازد و پيروان و شيفتگان امام حسين‏«ع‏»،از اول محرم،محافل و مجالسى را سياهپوش‏كرده،به ياد آن امام شهيد به عزادارى مى‏پردازند.محرم همچون عاشورا،رمز احياى‏خاطره حماسه‏هاى كربلاست و نقش اين ماه در حفظ دستاوردهاى نهضت‏حسينى مهم‏است و در اين ماه،سراسر كشورها و شهرهاى شيعه‏نشين،به ياد شهيدان كربلا اشك‏مى‏ريزند و از عاشوراييان درس مى‏گيرند.امام خمينى‏«ره‏»فرموده است:«محرم،ماه‏نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياء خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت،تعليم‏سازندگى و كوبندگى به بشر داد و راه فناى ظالم و شكستن ستمكار را به فدايى دادن وفدايى شدن دانست.» (36)

خيز و جامه نيلى كن،روزگار ماتم شد دور عاشقان آمد،نوبت محرم شد ماه خون گواه آمد،جوش اشك و آه آمد رايت‏سياه آمد،كربلا مجسم شد پاى خون دل واكن،دست موج پيدا كن رو به سوى دريا كن،ساحلى فراهم شد هر كه رو به دريا كرد،آبروى ساحل شد خنده را ز خاطر برد،گريه محرم شد.

ادامه دارد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

 

شخصيت ديگران را بالا ببريد با اين شيوه شخصيت خودتان بالا

می رود. برای مردم ارزش قائل شويد با اين کار ارزش خودتان

 افزوده خواهد شد.

وقتی را برای تعليم ديگران صرف کنيد خودتان هم

چيز های جديدی خواهيد آموخت کار ديگران را مورد

 تشويق قرار دهيد خودتان مورد تحسين قرار می گيريد

 به ديگران عشق بورزيد اين عشق به شما باز می گردد.

اگر ديگرانی که پيرامون شما هستند به کار دلگرم کنيد

 خودتان بيشتر دلگرم می شويد.

به ديگران کمک کنيد تا از درخشش خورشيد لذت ببرند

 آن موقع است که اين درخشش برای شما لذت بخش تر

 خواهد شد.ديگران را که در رنج و عذاب هستند به

 آسودگی و آرامش فرا بخوانيد تا درد خودتان کمتر شود.

به بهترين نحو به ديگران کمک کنيد ديگران هم همين

کار را در حق شما خواهند کرد.حمايت خود را از دنيا نشان

 دهيد آنوقت دنيا هم مدافع شما خواهد بود.با

دلبستگی و هدف عشق بورزيد در اينصورت بهترينها

نصيبتان خواهد شد                                                                                             

امروز می توانيد نيازهايتان را داشته باشيد می توانيد

 باشيد و انجام دهيد هر آنچه را که آرزوی دستيابی آنرا داريد.

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها...

 اميدوارم که در اين هوای سرد و برفی امروز رو با گرمی و خوشی سپری کرده باشيد.

چند روزه که خدا بر ما منت گذاشته و از هر سمت برکتش رو بر ما نازل کرده...

واقعا جای شکر داره ... وقتی با دوستان جنوبی که صحبت می کنيم

به حال ما غبطه می خورند، و از اينکه رنگ برف رو هم نمی تونند ببينند، در حسرتند

در حالی که خيلی هامون از اين شرايط گله منديم...امروز بايد در فکر اونايی باشيم

که شرايط فقر و تنگدستيشون اونارو مجبور می کنه که اين سرما رو تحمل کنند...

اونايی که در قبال خوشحاليه خيليهامون ناراحتند و از اينکه برای فرزندانشون

حتی لباس گرم نمی تونند فراهم کنند، خجل و شرمگينند...

خيلی از ماها پول تو جيبيهامون، تفريحات نا به جامون، پارتی ها و مهمانيهای

آنچنانيمون رو به باد غرور و خوشبختی خودمون جا ميزنيم و حاضر

نمی شيم حتی برای لحظه ای از اونا غافل شيم و هر روز به فکر تنوع و

ايجاد مدی جديدتريم، در حالی که به پاس خنده های ما اشکی جاريست،

در کنار خوشيه ما دلهايی شکستست و در ورای خواسته های متمدنانه، آرزوهاييست

که سرابی بيش نيست...زندگی زيباست و آدمی تا ميتونه بايد استفاده کنه...

درسته خودمونو با سفسطه ها گول ميزنيم و از واقعيتها گريزانيم، وقتی

 خودمون به خودمون رحم نمی کنيم از خدا چه جوری ميشه کمک بگيريم؟؟؟؟؟؟؟؟

اينو بدونيم که هميشه چشمانی منتظر، قلبهايی شکسته ، دستانی سرد و

 شکمهايی گرسنه در آن سوی مرزهای بی عدالتی چشم انتظارند...

شرمنده از دوستان، قصد موعظه نداشتم، ما آدما خيلی وقتا احتياج به تلنگر داريم

و خيلی وقتا خيلی حرفا برامون خنده داره ولی بايد اينو بدونيم خيلی وقتا بايد خودمونو

عادت بديم تا بتونيم با واقعيتها کنار بياييم...امروز می خواستم مساله ای

رو خدمت دوستان بگم هر چند که از خيليها پرسيدم ولی از دوستانی که ميان اينجا

دوست دارم جوابشو توی کامنتها بذارن:

  توی يک روز خيلی سرد و برفی با ماشينتون داريد ميريد و ۱ نفر هم بيشتر جا نداريد

به يک ايستگاه می رسيد که ۳ نفر اونجا هستند...

اولين نفر پير زن سالخورده ايست که از فرط سرما داره ميميره و بايد زود به بيمارستان

رسونده بشه... دومين نفر راننده ايست که قبلا جون شما رو نجات داده و بهش مديونيد.

نفر سوم عشقتونه که به خاطرش حاضريد جونتونو هم فدا کنيد...

   حالا در اين شرايط شما چه کار ميکنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش و سبز باشيد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

«به رنگ ارغوان» و «رستگاري در ۸:۲۰» توقيف شدند

نمی دونم بايد چه گفت

«به رنگ ارغوان»، ابراهيم حاتمی‌کيانمايش فيلم‌هاي «
به رنگ ارغوان» آخرين ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا و «رستگاري در هشت و بيست دقيقه» به كارگرداني سيروس الوند كه در بخش مسابقه سينماي ايران بيست و سومين جشنواره فيلم فجر پذيرفته شده بودند، ممنوع شد.
خبرگزاري مهر گزارش داد كه تنها دليلي كه تاكنون مشخص شده اين است كه موضوع و محتواي اين دو فيلم، دليل اصلي كنار گذاشتن آنها از برنامه نمايش جشنواره فجر بوده است.

سيدجمال ساداتيان، تهيه‌كننده «به رنگ ارغوان» با تاييد خبر توقيف فيلمش به خبرگزاري ايسنا گفته است: "مسئولين با توجه به موضوع فيلم، خواستند كه فعلا «به رنگ ارغوان» در جشنواره نمايش داده نشود. البته ممكن است بعد از مذاكرات راه‌حل‌هايي ارايه شود

و فيلم بعداً به نمايش درآيد اما هيچ‌چيز مشخص نيست."
ساداتيان درباره دلايل عدم اكران اين فيلم گفت: "ما فكر مي‌كرديم چون

 پروانه ساخت گرفته‌ايم مشكلي براي فيلم پيش نمي‌آيد، اما چون فيلم به

 حوزه امنيتي وارد شده، به لحاظ تخصصي اين گروه مي‌خواستند نظر

 بدهند. بنابراين فيلم در دو نوبت براي آنان به نمايش درآمد و در

 جمع‌بندي نهايي به اين نتيجه رسيدند كه «به رنگ ارغوان» به نمايش درنيايد."
آخرين ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا، «
به رنگ ارغوان»، داستان يك مامور

 امنيتي و ماموريت ويژه او را در دانشگاه روايت مي‌كند. فيلم تازه

 سيروس الوند، «رستگاري در هشت و بيست دقيقه» نيز، مشكلات

 ورود دختري به يك محله جنوب شهري را حكايت مي‌كند.
علاوه بر اين دو فيلم، سه فيلم ديگر دچار اصلاحات جدي شده‌اند.

 فيلم «زن زيادي» (تهمينه ميلاني) و «جايي براي زندگي»

 (محمد بزرگ‌نيا) و «پيك‌نيك در ميدان جنگ» ساخته (رحيم حسيني)،

 سه فيلم ياد شده هستند كه اصلاحات مذكور

 راعمال كرده‌اند.

                              *************************************

ابراهيم حاتمي‌كيا، كارگردان سينماي ايران كه در جشنواره‌ي فجر امسال قرار بود، با فيلم جديدش «به‌رنگ‌ارغوان» در بخش مسابقه سينماي ايران و آسيا حضور داشته باشد، در آستانه برگزاري اين جشنواره نامه‌ي سرگشاده‌ي خود به وزير اطلاعات را اختصاصا در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) قرار داد.
به گزارش ايسنا، متن كامل اين نامه به شرح ذيل است
:

يا شاهد
اجازه دهيد شما را برادر خطاب كنم،
جناب آقاي يونسی

 وزير محترم دولت خاتمي.
شما در آن دعوت با سلام آغاز كردين. حافظ گشودين و اين بيت آمد و خوانديد كه
؛
« ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم»
و با غم، شكوه آغاز كردين. هر جا با عقل و استدلال امنيتي سخن گفتيد،

 نفهميدم؛ ولي هر جا با دل سخن گفتيد با جان دل گرفتم. دانستم كه

 به نمايندگي از شاكيان دل شكسته « ياران سايه سبز» سخن مي‌گويي.
برادرم، به غم شما و يارانتان احترام قائلم؛ همانگونه كه شما، به نيت

 من احترام قائل بوديد. اجازه دهيد شهادتنامه آن نشست را رسا بخوانم.
شهادت ميدهم كه اجازه داديد كه « به رنگ ارغوان» عليرغم ميل

 باطني‌تان به نمايش درآيد بي‌آنكه ثانيه‌اي حذف شود و من قادر بودم

جلسه را با همين توافق ترك كنم و فيلم در جشنواره شركت كند؛ ولی

 من برنخواستم. چرا كه با دلم آمده بودم و دل هنوز آرام نبود.
برادرم؛ بدانيد من و شما از يك قبيله‌ايم، اگر چه تلاشمان در

 دو ساحت مختلف قرار دارد ما عيانيم و آشكار
و شما به زعم من در سايه‌ايد و ناپيدا.
بقول « شهيد آويني» من در بوستان عافيت طلبي شكرخوري و شكرشكني نمي‌كنم .
بر ما رواست كه آزمون و خطا كنيم و من اين ماموريت را از

 « پيرمان» به دست خط عشق؛ حواله گرفته‌ام.
شايد « به رنگ ارغوان» گل سرخ خارداري باشد كه دل ياران را

 ريش كرده است؛ ولي شما ميدانيد كه من نيتي جز تقديم گل نداشتم.
شهادت ميدهم كه بعنوان پدر معنوي « به رنگ ارغوان » با ميل و

خواست شخصي خودم فيلم را از شركت در جشنواره فجر محروم ميكنم.

ميگويم محروميت و اين سخت و دردناك است. ميدانم كه شما نيز

 همچون من از اينكه حاصل يكسال زحمت اهالي هنر در دولت

 هنر دوست خاتمي چنين سرنوشتي پيدا كرده است متاسف هستيد.
ولي با اطمينان و با صداي رسا ميگويم كه اجازه به هيچ خناسي نخواهم

 داد كه اين رود ارادت را بركه‌اي ساكن تصور كند كه ميتواند ماهيان

 نامشروع خود را پرورش و صيد كند.
من و يارانم منتظر روزي خواهيم بود كه « به رنگ ارغوان» در

 فضايي صرفا فرهنگي بهمراه شما و يارانتان؛ در منظر نگاه مخاطبان

 اصلي آن قرار گيرد.
انشاء الله

نويسنده و كارگردان فيلم «به رنگ ارغوان»
ابراهيم حاتمي‌كيا

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

 

یک نرم افزار فوق العاده برای برداشتن صدا از روی فیلم و تصویر با خروجی تمام فرمت صداها که خودم خیلی باهاش حال میکنم و ۱۰۰٪ تست شده.


1.69 مگابایت1.69 مگابایت
دانلوددانلود

                  ******************************

نرم افزای درخواستی برای تغییرات مختلف بروی فرمت MP3 که توسطش

 میتونید به فرمت WMA با کیفیتی بسیار بالا تبدیلش کنید و اینکه قابلیت

جدا کردن صدای خواننده از آهنگ و ۱۰ ها کاره دیگه...
نکته: برای باز کردن فایل کرک از پسوردی که در داخل نظرات دادم

 استفاده کنید و اینکه بعد از Extract کردن فایل Crack.exe رو

 اجرا نکنید چون ویروسی هست و یک راست برید سراغ فایل

 Mp3Doctor.exe و کپی اش کنید داخل پوشه نرم افزار.


۲.۰۸ مگابایت
کرک
دانلود Acoustica 3.20.253

                *************************************

این برنامه هم برای نبدیل کردن فرمتهای تصویری هستش گه این کارها

 رو انجام میده :
AVI To MPEG1 , MPEG2 , DVD , VCD , SVCD
AVI , PAL-To-NTSC
و تمام فرمتهارو هم به MPEG4 تبدیل میکنه و همینطور ASF , WMV .



 
دانلود با حجم ۲.۰۸ مگابایت
 
کرک با حجم ۳۳۵ کیلوبایت

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها...

خسته نباشيد...

 يکی از دوستان خوبم برام شعری رو ايميل کردند که واقعا زيبا و خواندنيست.

حيفم اومد که شما دوستان خوب ازش محروم شيد...

اين شعر هديه بزرگی برای من بود...اميدوارم که ايشون هم در امتحان کنکور

ارشدشون فبول بشن... از کليه دوستانی که به من هميشه لطف دارند

کمال تشکر رو دارم و اميدوارم در تمام مراحل زندگی خوش و سبز باشيد.

Bring Me To Life (featuring Paul McCoy)

How can you see into my eyes like open doors
Leading you down into my core
Where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold
Until you find it there and lead it back home

( تو چه جوری می تونی به چشمای من مثل يه دروازه

نگاه کنی، که تو رو به درون من راهنمايی می کنه.

جايی که درش من بی جنبش شدم که بدون روح،

وجدان و درون من جايی سرد خفته تا زمانی که

 تو اونو اونجا پيداش کنی و به سوی خونه هدايتش کنی. 

(Wake me up)
Wake me up inside
(I can’t wake up)
Wake me up inside
(Save me)
Call my name and save me from the dark

( منو بيدار کن)   منو از درون بيدار کن.

(من نمی تونم بلند شم) منو از درون بيدار کن.

( نجاتم بده) اسممو صدا کن و نجاتم بده از تاريکی.

(Wake me up)
Bid my blood to run
(I can’t wake up)
Before I come undone
(Save me)
Save me from the nothing I’ve become

( بيدارم کن) به خونم فرمان حرکت بده.

(نمی تونم بيدار شم) قبل از اينکه بی مصرف بشم...

( کمکم کن) کمکم کن از اين پوچی که دچارش شدم.

Now that I know what I’m without
You can't just leave me
Breathe into me and make me real
Bring me to life

( حالا می فهمم که بی تو چی ام. تو نمی تونی

فقط و همينجوری منو ترک کنی.در من بدَم و

 من را به واقعيات برسان...

                          منو به زندگی برگردان...

(Wake me up)
Wake me up inside
(I can’t wake up)
Wake me up inside
(Save me)
Call my name and save me from the dark

( منو بيدار کن)   منو از درون بيدار کن.

(من نمی تونم بلند شم) منو از درون بيدار کن.

( نجاتم بده) اسممو صدا کن و نجاتم بده از تاريکی.

(Wake me up)
Bid my blood to run
(I can’t wake up)
Before I come undone
(Save me)
Save me from the nothing I’ve become

( بيدارم کن) به خونم فرمان حرکت بده.

(نمی تونم بيدار شم) قبل از اينکه بی مصرف بشم...

( کمکم کن) کمکم کن از اين پوچی که دچارش شدم.

Frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among The dead

( من بدون نوازش و لمس دستهای تو و بدون

عشق تو از درون يخ می زنم...عزيزم فقط تويی

 که در ميان مردن، زندگی هستی...

All this time I can't believe I couldn't see
Kept in the dark but you were there in front of me
I’ve been sleeping a thousand years it seems
Got to open my eyes to everything
Without a thought without a voice without a soul
Don't let me die here
There must be something more
Bring me to life

در تمام اين لحظات نمی تونم باور کنم که نمی تونستم ببينم.

در تاريکی گماشته بودم و تو اونجا در کنارم بودی.

 مثل اين می مونه که هزاران ساله که من خفتم.

چشمامو به روی همه چيز باز کن که به جز روح و وجدان

  و انديشه و صدا، چيز ديگر و بيشتری بايد باشه.

نذار اينجا بميرم.... منو به زندگی برگردان...!

(Wake me up)
Wake me up inside
(I can’t wake up)
Wake me up inside
(Save me)
Call my name and save me from the dark

( منو بيدار کن)   منو از درون بيدار کن.

(من نمی تونم بلند شم) منو از درون بيدار کن.

( نجاتم بده) اسممو صدا کن و نجاتم بده از تاريکی.

(Wake me up)
Bid my blood to run
(I can’t wake up)
Before I come undone
(Save me)
Save me from the nothing I’ve become

( بيدارم کن) به خونم فرمان حرکت بده.

(نمی تونم بيدار شم) قبل از اينکه بی مصرف بشم...

( کمکم کن) کمکم کن از اين پوچی که دچارش شدم.

(Bring me to life)
I’ve been living a lie, there’s nothing inside
(Bring me to life
)

(منو به زندگی برگردون) تمام زندگيم سراب بود،

که درش چيزی نبود...

                         ( منو به زندگی برگردون...!)

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳

 

      ( شون کانری )

          

      (Sean Connery)

   

شون کانري(Sean Connery)

تاريخ تولد: 25 - آگوست - 1930
شغل : بازيگر
محل تولد: ادينبورگ - اسکاتلند
سن: 74 سال


زندگي حرفه اي شون کانري فقط به نقش جيمز باندش محدود نمي شود.

بدون هيچ شک وشبهه اي ، بهترين بازيگر نقش جيمزباند بوده( اگر چه وقتی

 به رقبايش نگاه مي کنيد، به چرايش پي مي بريد) او با هيچکاک در

 " مارني" همکاري داشته و با مارتي ريت در " مالي مگوايرز" و

 باجان بورمن در " زاردوز".
در " شير و باد" به رغم لهجه غليظ اسکاتلنديش در نقش يک رئيس قبيله

 عرب بازي کرده و هيچکس هم حرفي به او نزده و در " رابين و ماريان"

 در هيبت يک رابين هود پير ظاهر شده.
در سال 1983 با " هرگز نگو هرگز" دوباره در جلد جيمز باند فرو رفت

 ولي اين اواخر بخصوص با فيلم هايي چون " نام گل سرخ" ، " تسخير ناپذيران"

 و " اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبي " (در نقش پدر هريسون فورد)

 بار ديگر در رديف ستارگان معروف سينما قرار گرفته است.
کانري که جزو معدود بازيگران اسکاتلندي است که شهرتي بين المللی

 پيدا کرده اند، بخشي از درآمد خود را براي کمک به جوانهاي اسکاتلندي

اختصاص داده است. او حتي وقتي نقش آدمهاي خشن را بازي مي کند،

 جنبه اي دوست داشتني دارد که به مذاق بسياري از کساني که از

 قلدري بيزارند ، خوش مي آيد.

جايزه اسکار

1: برنده اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل در فيلم " تسخير ناپذيران" در سال 1987

فيلمهای ديگرش...

نام فيلم: پنجه طلائي GOLD FINGER
کارگردان:گاي هميلتون
بازيگران: شون کانري (007) – هانور بلک من
مضمون فيلم: جاسوسي حادثه اي

نام فيلم: صخره THE ROCK
کارگردان: مايکل باي
بازيگران: نيکلاس کيج – شون کانري
مضمون فيلم: اکشن
مدت زمان پخش فيلم: 136 دقيقه
اين فيلم محصول سال 1996 مي باشد.

تله گذار Entrapment  با بازی شون کانری / کاترين زتاجونز

 کارگردان جان آميلز  محصول ۱۹۹۹ آمريکا    

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۳

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها...

خسته نباشيد.

فرا رسيدن عيد غدير خم سالروز ولادت ولايت امير المومنين علی (ع) را به

کليه شيعيان تبريک عرض ميکنم. البته من چون روز عيد قربان رو هم

نتونستم تبريک بگم خدمت دوستان، امروز فرصت رو غنيمت شمردم

که فرا رسيدن اين دو عيد بزرگ و خدمت شما تبريک بگم...

اميدوارم تمام لحظات زندگيتون مملو از شادی باشه و بتونيم

رهرو راه علی (ع)  باشيم و آبروداری کنيم مثل يک شيعه واقعی و راستين...

به راستی آبروداری کردن برای ائمه جزو واجبات يک شيعه واقعيه...

((‌یكی‌ازمورخان‌قدیمی‌مشهور ـ "ابن‌اسحاق‌" صاحب‌سیره‌ی‌معروف‌ـ می‌گوید: پیامبر به‌امیرالمؤمنین‌فرمود: اگر بیم‌این‌را نداشتم‌كه‌مردم‌در باب‌تو حرفهایی‌بزنند كه‌پیروان‌عیسی‌درباره‌ی‌او زدند، چیزی‌را درباره‌ ‌تو می‌گفتم‌كه‌

هرجا عبور می‌كنی‌، مردم‌خاك‌زیر پای‌تو را به‌عنوان‌تبرك‌بردارند.))

به راستی آيا ما قدر و منزلت علی (ع) و اولادش رو شناختيم؟؟؟؟؟؟

 آيا ذکرشون فقط واسه گرفتاريهاست؟؟؟

خيلی از ماها که اصلا فکر ميکنيم فقط بايد تو غم و غصه ها به اونا متوسل شيم

يا هر وقت به مشکلی بر ميخوريم بايد يادشون کرد...

خيليهامون هم که روز عاشورا و تاسوعا زير بيرقها و علمهای آنچنانی

ميريم و همه جا رو سياهوش می کنيم و تو همون دهه اول خودمونو می کشيم

ولی يک روز بعدش همه چيز يادموه ميره و ميره تا سال بعد

 و روز از نو روزی از نو...

ولی بايد بدونيم که تماميه ائمه با هم يکی هستند و همونطور که در عزايشان

ناراحتيم بايد ئر شاديهايشان هم خوشحال باشيم...

حالا ببينيم به راستی کداميک از ماها امروز جلوی خونشونو يا مغازشو

چراغانی کرد؟؟؟؟؟؟

و برای اين روز عزيز وليمه داد و هيئت برپا کرد و يا هيئت رفت؟؟؟؟؟؟؟؟

اميدوارم ما که اسممونو شيعه گذاشتيم هميشه و در همه حال ياد چهارده معصوم باشيم

و در اين زندگی دو روزه با توسل به اونها و کمک خواستن از معبودمان

آرامش و خوشبختی رو برای خودمون مهيا کنيم...

وقتی که حضرت محمد (ص) دست حضرت علی رو بالا بردند اشک سنگينی مسووليت

از چشمان آن حضرت بر گونه هايشان جاری بود و فقط خدا علی (ع) رو

درک ميکرد...به قول علی(ع) راه درازست و توشه کم...ببينيم در اين راه

توشه ما چيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

روز که می شود

هی خط می زنيم خودمان را

و می نويسيم از سر سطر

رديف می کنيم

منجوقهای خواهش را

لابلای واژه ها

و قاب می کنيم

بر ديوار اين و آن

هی چرخ می زنیم

در کوچه های دلواپسی

می باریم

دانه دانه سفید

بال می زنیم

روی شاخه های بید

دست می کشیم

روی سقف دوستی

می شکافيم و می شکفيم

ارغوانی

و شب همه شب

می نشينيم پژمرده

روبروی تنهايی !

  

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳

 

خيلي از كاربران سايت PM ميدن راجع به عبور از فيلتر. بهتون حق ميدم.

 چون بعضي موقع ها اين ISP ها سايت هاي نرم افزاري رو هم فيلتر ميكنن.

آموزش كامل در ادامه متن آمده است ...

براي عبور از فيلر ابتدا به Control Panel رفته و سپس مراحل زير را طي كنيد...

و ok  رو ميزنيد...

چند تا ip و port  براتون مينويسم...احيانا با هر کدوم که موفق نشديد

از ديگری امتحان کنيد:

216.148.246.69         port:8000

66.119.33.134          port:8000

128.121.235.252      port:8000   

البته ميتونيد به جای رفتن به کنترل پنل مستقيما روی internet explorer

راست کليک کنيد و از properties  اين مراحل رو طی کنيد، به شرطی

که   internet explorer ،،، شورتکات نباشد...

خوش و سبز باشيد...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳

 

نامه سرگشاده جمعی از وبلاگ نویسان به قاضی مرتضوی

آقای مرتضوی دادستان تهران

اقارير اخير آقايان روزبه مير ابراهيمی و اميد معماريان در جلسه هيات نظارت بر قانون اساسی که تنها بخشی از آن و آن هم به شکل سربسته از طريق مشاور محترم رئيس جمهور جناب آقای ابطحی منتشر شد نشاندهنده تخلف آشکار شما و ارگان زيرمجموعه شما در برخورد با متهمين بود. از آنجايی که اينگونه برخورد ها در زير فشار گذاشتن متهمين و شکنجه آنها به قصد گرفتن اعترافات دروغين در مجموعه دادستانی سابقه ديرين دارد و اين کار مخالف اصول مصرح در قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر هست لذا ازديدگاه ما شما در دادگاه افکار عمومی متهم به جنايت عليه بشريت هستيد.

آقای مرتضوی! شما بارها تبحر خود را در تهديد افراد به بازداشت و شکنجه واعدام به قصد اعتراف گيری از آنها يا وادار نمودنشان به سکوت اثبات کرده ايد. با کمال تاسف شواهد حاکی از احتمال تکرار اين رويه در مورد روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان،فرشته قاضی و سيد محمدعلی ابطحی است.

آقای مرتضوی! ما نويسندگان اين نامه هر چند که در بسياری از اصول دارای عقايد و آرای متفاوتی هستيم ولی در جايی که بحث دفاع از شرافت و حرمت انسان هاست همه هم رای و هم صدا بپا می خيزيم و سکوت نخواهيم کرد.

آقای مرتضوی! می دانيم که از قدرت و گستردگی نفوذ اينترنت در بين جوانان به خوبی آگاهيد که اگر جز اين بود اکنون شاهد فيلترينگ گسترده و بی سابقه آن نبوديم. پس به شما هشدار می دهيم که در صورت هر گونه تعرض به روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان، فرشته قاضی، سيد محمدعلی ابطحی و يا خانواده های شان، در يک اقدام هماهنگ وگسترده اعمال کاملا غيرقانونى و مستبدانه شما را با روش های مختلف به گوش جهانيان خواهيم رساند.

پ.ن. برای حمایت از بچه های داخل ایران این نامه رو در وبلاگهاتون منعکس کنید.

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۳

 

نردبان  خانه ات  شدم

براي چيدن ستاره

 رفتي و باز نگشتي

جاي پاهايت  آنقدر خاك گرفت

 تا

 شانه هايم  شكست

 نيامدي

 ديگر ...!

تا اينکه...

 مردي براي

 اجاق خانه اش

 هيزم جمع مي كرد ...!!!

                

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸۳

 

علم است نه دين که هميشه به ما می آموزد:

   دنيا پيچيده است و درکش آسان نيست...!

و دين است و نه علم که هميشه به ما می آموزد : چيزی فرای ديدنها و دنياهاست

که تعقل از درکش عاجز است.

و عشق است و نه علم و نه دين که هميشه به ما می آموزد: تا خود را از دست ندهيم

اميدی به بازيافتن خودمان نيست...!

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳