سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

امروز يک لحظه به دفتر شعرم نگاهی انداختم( خب منظور)

 نوشته ها و اشعار بعضی از دوستانمو ديدم( خب به ما چه)

 وقتی اين نوشته هارو ميبينم تک تکشونو ياد می کنم و حتی

زمان و شرايطی که باعث شد تا اين چيزهارو بهم بگند، قشنگ يادمه...

 واقعاً نميشه دوستی هارو فراموش کرد....چقدر خوب بود که ميتونستيم

لحظات خوش زندگی رومثل عطر در يک شيشه نگه داشت، تا هر زمان که

می خواستيم آن خاطرات خوش رو زنده کنيم ، در شيشه رو

می گشوديم ، تا آن لحظات و صحنه ها دوباره تکرار شوند...

 حيف ممکن نيست گذشته ها...حيف.!!!

 Click here to visit the Emoticons Mail site جدايی بهتر از وصال است،زيرا در وصال ترس از جدائيست و

در جدايی شوق وصال.

 Click here to visit the Emoticons Mail site باور کن برای تو به اندازه تمام دنيا غصه خوردم.بيا و

 من را در خود غرق کن، که تشنگی مرا هيچ اقيانوسی فرو ننشانده

                     با توام ای قطره کوچک تفاهم...

 Click here to visit the Emoticons Mail site هنوز جائی، چراغی آويزان است در لحظات عمر من...

Click here to visit the Emoticons Mail site راستی نازنين! زندگی خود بهانه ايست؛ تا خود را در عشق بارها غسل دهيم...

Click here to visit the Emoticons Mail site سوار اتوبوس که می شوم؛ بليطم را پاره می کنند

 من دراين روز تازه می فهمم که در زندگی، هميشه پس از باطل

 شدن بوده است که اجازه حضور يافته ام...

Click here to visit the Emoticons Mail site منم که عاشقانه، شعر چشماتو می گفتم...هنوزم خيس می شه

  چشمام وقتی ياد تو می افتم.

 Click here to visit the Emoticons Mail site اين حس امروزت، حس ديروز من بود؛ وای اگر حس

  امروزم، حس فردای تو باشد...

 Click here to visit the Emoticons Mail site اگر من نيز- مانند فرشتگان - به آدم تعظيم می کردم

  امروز ـ مانند شيطان ـ نصيبم تنها لعنت نبود...!

 Click here to visit the Emoticons Mail site افسوس که ندانستم به وفای گل اعتباری نيست.

 Click here to visit the Emoticons Mail site لبخند آخرين من، دروغ معصومانه بود، برای پنهان کردن داغ دل ديوانه بود...

 Click here to visit the Emoticons Mail site من دوستی را دوست دارم به شرط اينکه تا نداشته باشد، دوستی ِ بدون

  تا را دوست می دارم... آری دوستی من تا ندارد، ولی مثل اينکه

            دوستی ِ تو تا دارد!!!

 Click here to visit the Emoticons Mail site رفتم و هرگز نگفتی او چه شد؟ آيا کجا رفت

                     از دلت پرسيدی، آيا من چه کردم، او چرا رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 Click here to visit the Emoticons Mail siteديدی آنکه تو می خواندی به جهان يار ترين

                               سينه را ساختی از عشقش سرشارترين

  آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترين

                                چه دلازارترين شد چه دلازارترين...!

 Click here to visit the Emoticons Mail site محبت از درخت آموز که حتی سايه از هيزم شکن بر نميدارد.

 Click here to visit the Emoticons Mail site وقتی عاشق ميشيم، تلاش می کنيم، چهار ديواری آدمارو

  بشکنيم بريم تو... يادمون ميره  چيزی که عاشقش شديم، همون

  چهار تا ديوار بوده؛ نه آدم توش...

 Click here to visit the Emoticons Mail siteاگر دلت را به غنچه ای خوش کنی، با پژمردنش خواهی مُرد...

 Click here to visit the Emoticons Mail site اگر غنچه ای را باور کنی، جاودانه خواهی روئيد...

                    « گرنيستيد خاطرتان هست »

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

خسته نباشيد...

حلول ماه پر برکت و مبارک شعبان رو به همه شما تنهاترينها

تبريک عرض ميکنم( يه کم ديرتر ميگفتی)

خب آخه می خواستم يه دفعه تبريک بگم


 

 

 

 

 

 

 

بچه که بودم فکر می کردم واسه امام حسين بايد گريه کنمClick here to visit the Emoticons Mail site

 بزرگتر که شدم Click here to visit the Emoticons Mail siteعاقلتر شدم فهميدم امام حسين (ع)

 به عاليترين درجه کمال بشريت رسيده، راه رسيدن

 به اون درجه را هم به ما با عمل نشون داده حالا

 اين منم که بايد به حال خودم گريه کنم اين منم

که  با وجود ديدن راهی که حسين به من آموخته باز هم از جاده کمال دور شدم.

 

 

 

 

 

 دوستی از من ايراد گرفت که امام حسين چهارده قرن پيش بوده و ...Click here to visit the Emoticons Mail site

بهش گفتم: درست می گی اما خدا وکيلی کی رو

 سرغ داری بعد ازاين همه سال و قرن هنوز مانند

حسين زنده باشهClick here to visit the Emoticons Mail site و نه تنها مسلمونا بلکه همه افراد

 واقع بين همه اديان او را مثل حسين دوست داشته باشندClick here to visit the Emoticons Mail site

 مگر « کرد فيشلر آلمانی » مسلمون بود...

نه؛ اما او حسين را يک بشر کمال يافته ديد که

 مهمترين کتابش را در مورد حسين (ع) نوشت.

 کرد فيشلر مرا ياد اين شعر انداخت:

              Click here to visit the Emoticons Mail site اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست

               اين چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست Click here to visit the Emoticons Mail site

ميلادClick here to visit the Emoticons Mail site امام حسين (ع) حضرت ابوالفضل (ع) و

 امام سجاد (ع)Click here to visit the Emoticons Mail site را به تمامی دوستان خوبم تبريک می گم.Click here to visit the Emoticons Mail site

I had e dream …
تصوري داشتم ...

I dreamed I was walking along

the beach with God.
خيال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم مي زنم

Across the sky flashed scenes

from my life.
در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

For each scene, I noticed

two sets of footprints in the sand;
در هر قسمت 2 جاي پا ديدم

One belonging to me,

and the other to God.
يکي متعلق به من و ديگري به خدا

When the last scene of my

 life flashed before me.
وقتي آخرين تصوير زندگيم را ديدم

I looked back at the

footprints in the sand.
به جاي پا روي شن نگاه کردم

I noticed that many times

along the path of my life

there was only one set of foot prints.
ديدم که چندين زمان در زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

I also noticed that it happened

 at very lowest and saddest

times in my life.
دريافتم که اين در سخت ترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده

This really bothered me so

I questioned God about it.
براي رفع ابهامم از خدا سوال کردم.

"God, you said that once I

 decided to follow you. You'd

 walk with me all the way."
خدايا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم هيچ زماني مرا تنها نخواهي گذاشت

But I have noticed that during

 the most troublesome

 times in my life, there is

only one set of footprint.
ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

I don't understand why when

 I needed you most you

would leave me.
چرا در زماني که بيشترين نياز به تو داشتم تنهايم گذاشتي

God replied, "My precious,

 precious child"
خدا فرمود: فرزند عزيزم

I love you, and I would

never leave you.
تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم

During your times of trial

and suffering, when you

 see only one set of footprints
در مواقع سخت اگر يک جاي پا مي بيني

It was then that I carried you.
در آن لحظات تو را بدوش کشيدم ...

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۳

 

  ناباورانه...!

              در حضور سنگين نبودنت

                                            آرام به را افتادم...

 باورم نمی شد.......که اينگونه پاسخم را بدهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نمی دانم سوز سرما بود يا سوز دلم

                                      که اينچنين چشمانم را

                      تر کرده بود...

 ديگر حتی پرندگان گريان         ـ از شرمشان ـ

                     به کنارم نيامدند...

              و تنها دورادور؛ دنبالم می کردند... 

 چرا رهايم کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟    ـ اين را به تک ديواری گفتم‌ـ

              که صورتم را غرق بوسه ای دردآور کرده بود....

                                      و من با مشت

                                       آنرا می زدم...

 نگاه غريبانه ای به من کرد... هيچ نگفت...

 می دانی!

        هيچگاه اينقدرسرما مرا نمی سوزاند

         هيچگاه اينقدر باران خيسم نمی کرد

          هيچگاه اينقدر از باد متنفر نبوده ام              عجيب است،

                                                          عجيب...!!!

 نمی دانم!

      چرا اينقدر چاله های آب زير پايم می رفتند...

 نمی دانم!

      چرا اينقدر مردم به من تنه می زدند...

 نمی دانم!

     چرا اينقدر ماشينها؛ برايم بوق می زدند...

 کفشهای خيسم       ـ ملتمسانه ـ          مرا

                                          نگاه می کردند

                                      و من همچنان می رفتم...

               تا...

   ابرها از گريستن خسته شدند...

                                    اکنون که باد، قاصدکم

                                     را بی هيچ پيامی برده

                                                می روم...

 می روم...

     تا آغوش درختان را....من جاودانه بسازم

                                                می روم...  

 

 

      

                     

  

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸۳

 

ادامه ماجرا...

روزا ميگذشت و ما بيشتر به هم عادت ميکرديم...

عسل دوستم بود خيلی دختر خوب و حساسی بود و در مورد من

 خيلی حسود بود و منم بهش اطمينان ميدادم که بجز اون به

هيچ دختری نگاه نميکنم تو اين بين روابطم باهاش بالا گرفت

و باهم قرار نامزدی رو گذاشتيم و پدرشم قبول کرد.

بعد از ۷-۸ ماه که از آشنائيم با مينا ميگذشت ديگه حس میکردم 

برام تکراری شده ديگه روی خوش بهش نشون نميدادم

اونم اينو حس کرده بود تا اينکه يه شب منو برد خونش.

خيلی بهم مشروب داد جفتمون مست بوديم ولی من تو فضا بودم.

همينجور که منو ميبوسيد ازم پرسيد منو دوست داری؟با فرياد گفتم عاشقتــــــــــــــــــــم.

بهم گفت ميخوام بهم محرم باشيم خنديدم گفتم چه زود يادت

 افتاده گفتش حالا ميخوام گفتم باشه ازم قول گرفت که فرداش

بريم و صيغه نامه  محضری بگيريم منم تو عالم خودم گفتم باشه.

فرداش من زير بار نرفتم با گريه و زاری منو راضی کرد گفت

 اين که مهم نيست فقط ميخوام کمتر گناه کنيم و بهم محرم باشيم .

بلاخره منو راضی کرد و رفتيم محضر...

بعد از يه ماه بهش گفتم من دارم ازدواج ميکنم و ميخوام

 ديگه از هم جدا شيم ...اونوقت بود که روی واقعی مينا رو ديدم

با جيغ و داد به سينه  من ميکوبيد و به من فحش ميداد ميگفت

 از من سوءاستفاده کردی .بهم گفت مطمئن باش که ولت نميکنم

 بيچارت ميکنم منم خنديدم و رفتم چون با خودم ميگفتم هيچ کاری نميتونه بکنه.

يه روز که رفتم دنبال نامزدم باباش اومد دمه در سلام کردم و

دستمو دراز کردم ولی با اخم نگام کرد من گفتم بابا چی شده

 که هنوز حرفم تموم نشده بود که يه سيلي محکم ازش خوردم .

گفتم چی شده گفت کثافت پس فطرت دختر من بخاطر تو تا

دم مرگ رفت و تو پی کثافت کاريات بودی.سر در نياوردم

 گفتم چی شده بهم گفت که مينا زنگ زده و با نامزدم قرار گذاشته

 و اومده دم در و همه چيزو بهش گفته نامزدم هم بدون اينکه

 به کسی حرف بزنه يه قوطی قرص خورده .بهم گفت در

 حال مرگ بوده.تازه فهميدم که يکی از شبائی که من خوابم برده

بوده شماره ی نامزدم رو از موبايلم ورداشته.

ديگه نتونستم طاقت بيارم خون جلوی چشمامو گرفته بود.

رفتم خونه مينا و با کليدم درو باز کردم .وقتی اومدم تو خونه ديدم

هيچ کس نيست همه جارو گشتم تا رسيدم به حموم از لای در شيشه ای

 حموم ديدم مينا  تو وان دراز کشيده و چشماشو بسته بود.

ديگه هيچی نمی فهميدم دست و پام داشت ميلرزيد کنترلم 

دستم نبود رفتم و از تو آشپزخونه کارد رو برداشتم وقتی

برگشتم ديدم بلند شده و پشتش به منه و داره دوش ميگيره

با تلفن کنار حموم زدم تو شيشه و شيشه شکست وقتی برگشت

 وچاقو رو تو دستم ديد از ترس داشت می مرد.

چاقو رو کردم تو شکمش و گفتم اين  برای اينکه عاشقم نبودی فقط منو برای خودت ميخواستی... دراوردم و دوباره فرو کردم گفتم اينم برای

قشنگترين لحظه هايی که باهم داشتيم و تو مثل يه بچه از من سوءاستفاده کردی...

برای بار سوم چاقو رو تو شکمش فرو کردم و گفتم اينم بخاطر زندگيم

 که از من گرفتيش...افتاد تو بغلم.همه ی حموم رو خون

 برداشته بود با صدای خفيف بهم گفت من دوست داشتم ...

و افتاد روی زمين.مثل ديوونه ها تو خونه راه ميرفتم و

 ميخنديدم بعد از ۱ ساعت تازه فهميدم چيکار کردم.

تا اينکه با شما تماس گرفتمو گفتم که اينجا يه قتل اتفاق افتاده...

جناب قاضی خدا ميدونه که دست خودم نبود ولی پشيمون نيستم

چون اون کثافت پاکی و جوونی منو ازم گرفت...

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

خسته نباشيد...Click here to visit the Emoticons Mail site

روز جمعتون به خير و خوشی...اميدوارم امروز مملو از

شادی و سرور براتون بوده باشه و هفته جديدی که در پيش ِ

همراه با برکت و سعادت براتون باشهClick here to visit the Emoticons Mail site

از تمامی عزيزانی که بزرگواری ميکنند و به تنهايی غروبشون سر ميزنندClick here to visit the Emoticons Mail site

و با نظرات پر ارزششون Click here to visit the Emoticons Mail siteمنو راهنمايی ميکنند

 خيلی خيلی ممنونم...همتونو می بوسمClick here to visit the Emoticons Mail site

           Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteچقدر فرق است ميان دو عمل:يک عمل لذتش می رود و عذابش

می ماند و عمل ديگری رنجش تمام می شود و پاداشش باقی می ماند.

Click here to visit the Emoticons Mail site از متکبری که ديروز نطفه بوده وفردا مرداری گنديده ميشود، تعجب می کنم.

Click here to visit the Emoticons Mail siteاز کسی که در خدا ترديد دارد و مخلوق خدا را می بيند، تعجب می کنم.

Click here to visit the Emoticons Mail siteخدا نيازی به بنده ای که ضرر مالی و جانی نبيند، ندارد.

Click here to visit the Emoticons Mail site رفيق، وقتی رفيق است که دوست خود را در سه مورد حفظ کند:

     هنگام نکبت، در نبودنش و به هنگام مرگش.

Click here to visit the Emoticons Mail siteبه کسی که چهار چيز داده شده از چهار چيز محروم نگرديده است:

   به کسی که دعا داده شده از اجابت محروم نگرديده است، به کسی که

   توبه داده شده از قبول آن محروم نگشته است. به کسی که استغفار داده

   شده از آمرزش محروم نگرديده  و به کسی که شُکر 

   داده شده از زياده محروم نگرديده است .

Click here to visit the Emoticons Mail siteمحبت نمودن با مردم نصف عقل است و غصه نصف پيريست.

                                                  نهج البلاغه 

دعا واسه ظهور امام زمان فراموش نشه.

    

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۳

 

اولين بار که ديدمش اومد تو بانک و مستقيم اومد طرف من .

سلام کرد، مثل موش آبکشيده شده بود چون بيرون بد جور بارون ميومد.

من تو بانک کار ميکردم فقط ۲۲ سالم بود .بهش با خنده گفتم

حوله بيارم خدمتتون؟خنديد و گفت نه عزيزم فقط يه دستمال بياری 

ممنون ميشم منم از زير ميز يه دستمال دراوردم و بهش دادم.

اونروز گذشت کارشو انجام دادم و رفت. چند بار به بهونه

 چک کردن موجودی و واريز کردن پول اومد پيشم ميگفت

که قراره خواهرش از خارج براش پول بريزه و منتظر اون پوله.

 تا اينکه يروز بهم گفت آقا کيان... تعجب کردم که به اسم کوچيک

 صدام زد گفتم جانم؟ گفت اگه ميشه شمارتونو به من بدين تا من

 از طريق تلفن از موجوديم مطلع شم. منم گفتم باشه حتما ...

شمارمو دادمو شب به موبايلم زنگ زد .اول نشناختم بعدش که

 يکم گذشت شناختم.ازم برای شام دعوت کرد . من تعجب کردم

 گفتم شوهرتون...گفت مشکلی نيست من فردا ساعت ۷ بعد ازظهر

 منتظرم هنوز من جواب نداده گفت با بای و قطع کرد.

من هم فردا طبق آدرسی که بهم داده بود رفتم خونش .وقتی وارد

شدم ديدم عجب خونه  تميزيه.همه چيز مرتب مثل خونه تازه عروسا.

اومد به استقبالم و ازم دعوت کرد که به سالن برم . يکم با هم

 صحبت کرديم ساعت ۹ بود که رفتيم و شام خورديم

 بعد از شام برای جفتمون مشروب ريخت و خورديم .

شروع کرد دردو دل... بهم گفت که الان ۴ ساله که از شوهرش

 طلاق گرفته تو اين ۴ ساله از همه کناره گرفته . بهم گفت

 وقتی اونروز برام دستمال آوردی صورتت بنظرم صاف و

 صادق اومد فکر کردم ميتونم به عنوان يه همدم و يه دوست روت حساب کنم.

اونشب گذشت و من اومدم خونه روابطمون ادامه پيدا کرد

 خيلی زياد همو ميديديم باهم خريد ميرفتيم رستوران ميرفتيم

و با هم خوش بوديم.پدر و مادرم ۲ سال بود که شمال زندگی ميکردن

 منم یه خونه داشتم و تنها زندگی ميکردم.

مينا از من ۱۱ سال بزرگتر بود .يه شب که رفتم پيشش

 اومد و گونمو بوسيد و نشست کنارم. بهم گفت کيان..!

 نگاش کردم... گفت احساس ميکنم که خيلی دوست دارم

 نميدونم چطوری ولی منم ناخودآگاه گفتم منم همينطور...

ادامه دارد....

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۳

winamp 5 RC 8 FULL


از ويژگيهای جديد اين نرم افزار ميشود به قابليت رايت سی دی و

 تبديل سی دی های صوتی به Mp3 نام برد در ضمن اين ورژن

 قابليت خواندن فرمتهای صوتی زيادی رو دارا می باشد

 از جمله ( MP3, OGG, AAC, WAV, MOD, XM, S3M, IT, MIDI,..... )

 و همچنين فايلهای تصويری زيادی از جمله ( AVI,ASF,MPEG,NSV )

 را پشتيبانی ميكند و با تمام اسكين های ورژنهای قبلی Winamp

 سازگاری كامل دارد در هر صورت بهترين كاری كه ميشود كرد دانلود اين نرم افزار هست.

دريافت برنامه
USER NAME     :  tarfand                                 
SERIAL NUMBER : XAC8R-8J776-BMXQH-TB96Y

منبع: tarfand

                    *********************************************************

چک کردن ميلهاي ياهو بدون رفتن به سايت اصلي

 


حتما ميدونيد که يک سالی هست Yahoo سرويس Pop3

خودش رو پولی کرده و برای همين تمامی صندوقهای رايگان رو

بايد بصورت آنلاين چک کنيد و نميتونيد از برنامه های مديريت

 ايميل مثل outlook اين کارو بکنيد
خب اين کار وقت گيره اما يه برنامه بنام POP Peeper هست که

 ميتونه با ترفندی ايميلهاتونو چک کنه يعنی شما بدون رفتن به

 سايت ياهو ميتونيد ميلهاتونو چک کنيد در حال حاضر هم فقط

 اين برنامه ميتونه يه همچين کاری رو نه تنها در مورد ياهو بلکه

 با hotmail وmsn هم همين طور عمل ميکنه. خوبيش هم اينه که

 کاملا مجانيه و حجم کمی هم داره
فقط ۶۰۰ کيلو بايت                                                                                                                 

SIZE :660K: Download POP Peeper

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

شرمنده بابت ديروز که نتونستم آپ کنم...هر چند که برای يک

روز از شر خودم و حرفام راحت بوديد.

مبعث حضرت رسول رو به همه شما خوبان تبريک عرض ميکنم( نوشدارويی و

بعد مرگ سهراب آمدی)و دوست دارم که امروز روز خوبی براتون بوده باشه.

           ************************************************

مثل رويايی در خواب است اينکه بيايی و کوير خشک

و برهوت دلمو با سرخی گلهای مهربانی و محبت صفا بخشی

اينکه يخهای بلورين دستهايم را، با هورمِ نفسهات ذوب کنی

و مرا و تنهاييم را و بی کسم را در شب بازوانت سفر دهی...!

مثل رويايی در خواب است، اينکه بخوانی و بدانی رازهای ماءگوی

دلم را از زلالی چشمانم...

اينکه آيينه زنگار گرفته  زندگانيم را با گام نهادن به صحنه

خلوت سکوتم جلا دهی...!

مثل رويايی در خواب است، اينکه همسفر سازی با خود

در سرّ عاشقانه ات مرا، تنهاييم و بی کسيم را...!!!

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۳

 

شدم خسته از اين زندون پر درد           ديگه آفتاب اميدم

                                 گشته هی سرد

من آن محبوسه زندان خويشم             هميشه در غم و

                                اندوه و ريشم 

به تنهايی انيسم من به رسوايی جليس    به اين دلبسته و

                               آن بسته با ريس 

من از آيينه ها هم ناله دارم              من از تقدير خود

                               هم  شرمسارم

من از بارون خدا هم ناگرانم           من از اشک چشَم هم

                               مويه دارم

چه گويم هر که با من يار شد زخم دلم شد    به بخت نازم چه

                             مرگی حائلم شد

و محکومم به اينکه بی گناهم        و جرم يوسف و

                              دارد نگاهم

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

 اميدوارم شروع اولين روز هفته همراه با موفقيت و کاميابی

بوده باشه .امروز شهادت امام موسی کاظم -امام هفتم ما شيعيان-

اين روز رو به همه شما دوستان تسليت عرض می کنم...

من از صبح چند تا وبلاگ خوندم، ولی متاسفانه هيچکس به

شهادت امام موسی کاظم اشاره نکرده بود...ميشه به اين نتيجه رسيد 

که اسلام بين ما جونها واقعا کمرنگ شده و اين برای ما که ادعای شيعه

بودنمون ميشه واقعا ننگ و عار هستش...

در حالی که اونا تمام جون و زندگيشونو در راه تکميل و بسط اسلام گذاشتند

تا ما الان با خيال راحت از ثمره اش استفاده کنيم؛ ولی ما جوانها فقط به

فکر خودمون و زندگی خودمونيم... و از اسلام فقط تا اونجايی که منافع ما در خطر نباشه

يا به ضررمون نباشه ياد می کنيم و اسم خودمونو می ذاريم مسلمون...

خدا به دادمون برسه...

می شود ديده نبندی و صدايم بکنی؟؟؟

پشت هر ضربه احساس، دعايم بکنی؟؟؟

دل طوفانی ام از هجر تو ويران شده است

می شود با نفس عشق، هوايم بکنی؟؟؟

بارها آمدم و باز مزاحم شده ام

حاجتم کاش که اين بار روايم بکنی!!!Click here to visit the Emoticons Mail site

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۳

 

عاجزترين مردم کسيست که در به دست آوردن دوستان

وامانده شود و عاجزتر از او کسيست که دوستی را که از ميان

مردم بر آن دست يافته از دست بدهد.

کسی که اختيارش را بدست آرزو بدهد، خود را تسليم مرگ نموده است.

سخاوت وقتيست که انسان بدون اينکه کسی درخواست کند

کمک کند، بنابرين اگر پس از درخواست کمک شد

از روی خجالت و فرار از سرزنش است.

آنگاه که به شما احترام گذاشتند به بهتر از آن پاسخ بده و هرگاه

برای نيکی به سوی تو دستی دراز شد، به بيش از آن بده!

با از دست رفتن دوست، انسان غريب می شود!

از بخشش کردن کم شرم مکن، زيرا نوميد کردن کمتر از بخشش کم است!

از سه راه به حاجت خود دست می يابيم:

آنرا کوچک بشماريم تا خودش بزرگ جلوه کند،آنرا

مخفی بداريم تا خودش آشکار گردد،در برآوردن آن عجله کنيم تا کواراتر باشد.

دنيا مانند مار است، برای دست گذاشتن نرم است اما زهر کشنده در نهاد

آن است.مغرور و جاهل به سوی آن می شتابند و هوشيارِ عاقل

از آن فرار می نمايد.

از دست دادن فرصت، غصه است!!!

                                                 نهج البلاغه

دعا واسه ظهور آقا يادتون نره........خوش باشيد

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ،۱۳۸۳

 

توجه خيلی مهم: اگه نميدونيد دارين چيكار ميكنيد اصلا 

به اين برنامه دست نزنيد، چون ممكنه تمام اطلاعات

داخل هارد ديسكتون از بين بره.

روش کار با برنامه Partition Magic
برنامه Partition Magic يكی از بهترين برنامه های

پارتيشن بندی است که بنا به ادعای سازندگانش برنامه

 استاندارد پارتيشن بندی محسوب ميشه.
يه راست ميرم سر اصل موضوع:
اصلا پارتيشن مجيک به چه درد ميخوره؟
1- جايگزينی بسيار عالی برای برنامه Fdisk

ماکروسافت که تحت داس اجرا ميشه.
2- قابليت تغير اندازه پارتيشن ها بدون از دست دادن اطلاعات داخل اونها.
3- چسباندن چندين پارتيشن به يکديگر و يا تبديل يک پارتيشن به چند پارتيشن.
4- فرمت کردن و پارتيشن بندی در کمتر از 1 سوت و نيم (تقريبا نصف سه سوت)
5- خيلی کارهای ديگه...
6- و غيره...
7- ...

چه کسايی ميتونن با Partition Magic کار کنن؟
اولا اين رو بدونيد که درسته که اين برنامه يک برنامه

 کاملا حرفه ای است، ولی اينقدر کارکردن باهاش راحته که

 همه ميتونن ازش استفاده کنند. افراد با آی کيو حدود گل کلم

به بالا ميتونن از اين برنامه استفاده کنن.
ولی اين رو هم بدونيد که اين برنامه ميتونه اينقدر خطرناک باشه

 که کل اطلاعات هارد ديسک شما رو از بين ببره. پس با دقت باهاش

 کار کنيد و کاری رو که مطمئن نيستيد چيه انجام ندين.

اصلا پارتيشن چی هست؟
ای بابا، نشد ديگه!
پارتيشن در لغت به معنی تقسيم کردن و مجزا کردنه. درست مثل پارتيشن توی ساختمونها و اداره ها که يه قسمت رو از قسمت ديگه جدا ميکنه، توی هارد ديسک کامپيوتر هم ميشه قسمتهای مجزايی ساخت که اطلاعات داخل اونها از يکديگه جدا باشن.
حتی ميشه نوع ذخيره فايلها در هر پارتيشن مجزا باشه.(اينو بعدا توضيح ميدم)
از مزايای چندين پارتيشن داشتن اينه که اگه اطلاعات

 يک پارتيشن در اثر ويروس و يا به علت سهل انگار از

 بين بره، اطلاعات بقيه پارتيشنها باقی ميمونه.
ديگه اينکه ميشه چندين سيستم عامل روی يک کامپيوتر داشت.

مثلا خيليها ويندوز XP و ويندوز 98 يا ME رو باهم دارند.
File Systemهای مختلف:
فرض کنيد که توی خونه يک کمد دارين که سه تا کشو داره.

هر کشو هم مال يک نفره. هر کسی يکجوری وسايلش رو داخل

 کشو قرار ميده. يکی وسايل رو مرتب کنار هم ميچينه. يکی

 وسايلش رو مرتب پشت سر هم داخل کشو چيده و هر چيزی

معلومه کجا قرار داره. يکی هم وسايلش رو درهم ريخته داخل کشو.

 يکی هم کشوهاش خالی و مرتبه و تمام وسايلش رو ريخته وسط اطاق!
طريقه چيدن وسايل داخل کشو رو ميشه به سيستم مديريت فايل

 در هارد ديسک تشبيه کرد. شما اطلاعاتتون رو بر روی هارد

 داخل فايلها و شاخه های مختلف ذخيره ميکنيد. اين فايلها در

جاهای مختلف هارد ذخيره ميشن و شما ممکنه چندتايی از فايلها

 رو پاک کنيد و مجدد فايل جديد جای اونها بريزيد.

اين وظيفه File System هست که به ويندوز بگه کجای هارد

خالی هست و اطلاعات رو کجا ذخيره کنه و فايلی که ميخواهيد

 پاک کنيد از کجای هارد ديسک پيدا کنه.

File System های مختلفی وجود داره که مهمترينهاش رو توضيح ميدم.
1- FAT يا File Allocation Table سيستمی بود که از زمان داس

 مورد استفاده بود و به FAT 16 مشهور بود. اين سيستم

 که هنوز هم ويندوزهای مختلف ميشناسنش و اطلاعات داخلش

 رو نشون ميدن، در زمان خودش خيلی خوب بود. ولی بعدها

 که هارد ديسکهای ظرفيت بالا به بازار اومد

ديگه نميتونست مديريت مناسبی برای حجمهای بالا ارايه کنه. 

 از محدوديتی كه FAT 16 داشت اين بود كه نميشد

پارتيشنهايی بزرگتر از 2 گيگابايت داشت. به همين خاطر از ويندوز 98

به بعد، يك سيستم ديگه اومد به نام FAT 32.

2- FAT 32، كه نسخه تكميل شده FAT16 است، با ويندوز

98 به بازار اومد و خيلی از اشكالات FAT16 رو از بين برد.

FAT 32 ميتونه پارتيشنهايی به بزرگی 2 ترابايت ( 2000 گيگابايت)

 داشته باشه ولی هنوز محدوديت حجم فايل وجود داره.

 يعنی حداكثر اندازه يك فايل ميتونه 4 گيگابايت باشه.

اين فايل سيستم رو هنوز تمامی سيستم عاملهای ماكروسافت

 (البته از ويندوز 98 به بالا) ميشناسن.

3- NTFS يا New Technology File System كه با ويندوز

 NT به بازار اومد و ميتونست اشكالات FAT يا FAT32

را برای هاردهای بزرگ پوشش بده و به عنوان يك فايل سيستم

 برای هاردهای ظرفيت بالا و هاردهای سرورها شد. از خصوصيات

 اين فايل سيستم ميشه به عدم محدوديت اندازه فايل و پارتيشن و

 جلوگيری از نوشتن اطلاعات بر روی نقاط معيوب هاردديسك

(Bad Sector)، قابليت رمزگذاری بر روی اطلاعات و

 محدود كردن دسترسی بر اساس كاربر اشاره كرد. پارتيشنهايی كه

 از اين فايل سيستم استفاده ميكنن رو فقط ميشه توی ويندوزهای

 NT، 2000، XP و NET. استفاده كرد. يعنی در ويندوز 98 يا ME

 نميتونيد اطلاعات داخل اونها رو بخونيد يا بنويسيد.

 (البته برنامه های كمكی برای اين كار وجود داره)

4- Linux Ex2/ Ex3 دو فايل سيستم معروف لينوكس هستند

 كه به صورت پيش فرض در نسخه‌های مختلف لينوكس استفاده ميشه.

 اگر تا بحال فقط از ويندوز استفاده كردين احتمالا اين فايل سيستم

رو تا به حال نديدين. خصوصيت بارز اون امكان داشتن پارتيشن

 تا اندازه 4 ترا بايت (4000 گيگابايت) و قابليت بازيابی بسيار

 بالای اطلاعات است. هيچكدام از سيستمهای عامل ماكروسافت

 تا به حال امكان استفاده از پارتيشنهای لينوكس رو در اختيار نگذاشتن

 يعنی اطلاعات داخل اونها رو نميشه (البته نرم افزارهای

خاصی برای اين كار هست) خواند و نوشت.

5- انواع ديگر: فايل سيستمها به همين تعداد محدود نميشن. تقريبا هر

 سيستم عاملی برای خودش يك فايل سيستم مجزا داره

مثلا Novel يا Os/2 هر كدوم فايل سيستم خودشون رو دارن

 ولی كسی كه با ويندوز كار ميكنه، كمتر با اونها سر و كار داره.

انواع پارتيشن‌ها:

به طور كلی در يك تقسيم بندی ديگه ميشه پارتيشنها رو به 3 دسته تقسيم كرد:
1- Primary كه معمولا پارتيشن اصلی و اوليه محسوب ميشه برای اينكه سيستم‌عاملهای
ماكروسافت (منظورم انواع Dos و Windows است) بتونن اجرا (Boot) بشن لازمه كه
حداقل يك پارتيشن از اين نوع وجود داشته باشه و اسم اون هم C باشه. ممكنه شما

 هم ويندوز را توی پارتيشن ديگری نصب كرده باشين، ولی حتما بايد يك پارتيشن

 Primary داشته باشين كه اسمش هم C باشه. ويندوز توی اين پارتيشن يك سری

 فايل سيستمی ميريزه كه اگه نباشه ويندوز اجرا نميشه. (مثلا توی ويندوز

XP فايلهای Boot.ini, NTDETECT.COM از فايلهای

 سيستمی هستند كه توی پارتيشن C ريخته ميشن)

2- Extended در اصل اين نوع پارتيشن خودش يك جور

 پارتيشن Primary محسوب ميشه كه به عنوان يك ظرف

برای پارتيشن‌های Logical به كار ميرن. اگه هارد ديسك شما

 بيشتر از يك پارتيشن داشته باشه، حتما يكی از اين پارتيشنها داره.

 (توی برنامه پارتيشن مجيك با رنگ آبی آسمانی نشون داده شده.)

3- Logical وقتی بخواهيم بيش از يك پارتيشن داشته باشيم

 بايد بعد از پارتيشن اصلی (Primary) يك پارتيشن

 Extended داشته باشيم و داخل اون رو ميتونيم به

هر تعداد پارتيشن كه بخواهيم تقسيم كنيم. معمولا پارتيشنهای D

, E و .. كه همه دارند از اين نوعه. البته نوع File System اين

 پارتيشنها ميتونه متفاوت باشه و مثلا يك پارتيشن Logical از

نوع Fat32 و يكی از نوع NTFS داشت. (همونطور كه در شكل نقشه ديسك پايين می‌بينيد.)

آتيش کردن برنامه.
اولش که برنامه رو نصب کنيد. (اين يکی رو ديگه شرمنده نميشه

 لينک داد دانلود کنيد، چون هم پوليه هم حجم دانلودش

حداقل 30 مگ ميشه. از روی يک سی دی پيداش کنيد و نصبش کنيد.

 وقتی آتيش کنيدش يه صفحه جمع و جور باز ميشه که سه قسمت مهم داره.
1- نقشه ديسک
2- صفحه کنترل
3- دکمه های اجرايی


نمای كلی نرم افزار و قسمتهای مختلف آن



1- نقشه ديسک، يک نمای کلی از هارد ديسک شما نشون ميده،

 با يک نگاه ميتونيد بگين که هر پاريتيشن چقدر جا گرفته

 و از چه سيستمی (File System) استفاده ميکنه. به

عنوان مثال يک نگاه به نقشه هارد ديسک من بندازين.

همونطور که ديده ميشه، من چهارتا پارتيشن دارم. اولی که C

هست و اسمش رو  هم OS گذاشتم، چون صفحه کوچيک بوده

 حجمش رو نشون نداده،


نقشه ديسك نشانگر نوع پارتيشنها و حجم اونهاست.


اطلاعات هر پارتيشن با نگاه داشتن ماوس بر روی آن ديده ميشه

 کافيه ماوس رو روی هر کدوم از پارتيشن های نشون داده شده

 ببرين تا تمامی اطلاعاتش رو نشونتون بده.
رنگها توی اين برنامه خيلی مهم هستند، اگه به راهنمای رنگهای پايين صفحه

 يه نگاه بکنيد، خيلی ساده ميتونيد نوع پارتيشنها رو تشخيص بدين. همونطور

که توی شکل بالا هم ديده ميشه، پارتيشن اول من که اسمش رو گذاشتم OS،

 از نوع FAT32 هست.
پارتيشن بعدی که D هست و اسمش DOCS هست هم از نوع FAT32

 است ولی پارتيشن بعدی که E است از نوع NTFS است.

اگه دقت کنيد پارتيشن دوم و سوم در يک مستطيل آبی رنگ احاطه شدن،

اين يعنی که اونها از نوع Extended هستند. و بالاخره پارتيشن

 آخری هم مال لينوکسه و از سيستم Ext3 استفاده ميکنه.

اون قسمتهايی توی هر پارتيشن که با رنگ کرم رنگ پر شده، نشون

 دهنده درصد پر شدن اون پارتيشنه، يعنی اطلاعات داخل اون پارتيشن اينقدر جا گرفته.

حالا كه به اندازه كافی از در و ديوار حرف زديم بهتره بريم

 سراغ كار اصلی، يعنی داغون كردن هارد

تغيير اندازه دادن يك پارتيشن: راحت ترين كاری كه پارتيشن

 مجيك انجام ميده تغير اندازه دادن يك پارتشن است.

 (البته تغيير اندازه پارتيشن Primary و اون پارتيشنی كه

 روش ويندوز نصب كردين يك كم سخت تره.) برای اين كار

كافيه روی پارتيشنی كه ميخواهين تغير اندازه بدهيدش،

 راست كليك كنيد و از منوی باز شده گزينه Resize / Move رو

 انتخاب كنيد. از كادری كه باز ميشه ميتونيد اندازه جديد پارتيشن رو انتخاب كنيد.
توی اين كادر چند قسمت مهم وجود داره:
1- Free Space Before كه ميزان فضای خالی قبل از پارتيشن

 رو نشون ميده. اگه بخواهيد پارتينش رو جابجا كنيد،

اين مقدار تغير ميكنه در غير اين صورت مقدار صفر بايد باقی بمونه.
2- New Size اندازه جديدی است كه ميخواهيد پارتيشن پيدا كند.

 اين مقدار رو نميتونيد از مقدار فضای اشغال شده هارد

 كوچكتر در نظر بگيريد. (قسمت مشخص شده با سبز تيره)
3- Free Space After ميزان فضايی كه ميخواهيد بعد از اين پارتيشن خالی بماند
4- Cluster Size رو تغيير ندهيد.

تشكيل يك پارتيشن جديد: اين برنامه خيلی راحت‌تر و سريعتر

 از برنامه‌ای مثل Fdisk پارتيشنهای جديد تشكيل ميده،

 برای همين خيلی از كسانی كه ميخواهند سريعتر پارتيشن بندی كنند

همه عمليات تشكيل پارتيشنهای جديد رو با اين برنامه انجام ميدهند.

 برای اين كار كافيه يك جای خالی هارد ديسك كه در نقشه ديسك

 با رنگ خاكستری تيره نشون داده ميشه، راست كليك كرده

و گزينه Create رو انتخاب كنيد.
توی كادر جديدی كه باز ميشه، ميتونيد مشخصات پارتيشن جديد رو

 انتخاب كنيد. تنظيماتش به قرار زير است:
1- Create as كه مشخص ميكنه چه نوع پارتيشنی

ميخواهيد بسازيد. (Primary يا Logical يا Extended)
2- Partition Type كه نوع File System رو انتخاب ميكنه
3- Label كه اگه دوست داشته باشيد ميتونيد يك اسم برای

 پارتيشن انتخاب كنيد. (اين مورد اختياری است)
4- Size كه اندازه پارتيشن جديد رو انتخاب ميكنيد.

(ميشه در قسمت Percent هم درصد اشغال فضای هارد

 رو توسط اين پارتيشن جديد كه قراره ساخته بشه مشخص كرد).

موارد ديگری هم هست ولی چون زياد استفاده نميشه توضيح نميدم.

پارتيشن بندی يك هارد كاملا خالی از اول:
ميخواهيم يك هارد 40 گيگابايتی خالی رو پارتيشن بندی كنيم.
1- ابتدا با راست كليك كردن بر روی نوار خاكستری و

 انتخاب گزينه Create و انتخاب كردن گزينه‌ها همانند

 زير پارتيشن Primary ميسازيم كه حجمش 25 درصد حجم كل هارد باشد.

 تنظيمات: Create as: Primary، Partition Type: Fat32،

Label:Win، Percent of allocated Space:25%)

دقت كنيد كه در هنگام ساختن پارتيشن، كافی است يكی

 از گزينه‌های حجم درخواستی يا درصد را پر كنيم. در مثال بالا

 ما با انتخاب 25 درصد، در اصل يك چهارم حجم هارد را به

پارتيشن اوليه اختصاص داديم.

2- در مرحله دوم بايد يك پارتيشن از نوع Extended بسازيم

 كه كل فضای باقيمانده هارد رو اشغال كنه.

چون همونطور كه قبلا گفتيم، پارتيشنهای Extended در اصل

 برای نگهداری پارتيشنهای Logical ساخته ميشن.
پس مجدد در فضای خالی نوار خاكستری

 (كه الان يك چهارم سمت چپش رو فضای پارتيشن C اشغال كرده)

 راست كليك كنيد و Crearte رو انتخاب كنيد.

 فقط كافيه Partition Type رو روی Extended بگذاريد و

 اندازه اون رو 100 درصد انتخاب كنيد. (چون ميخواهيم كل

فضای باقی مونده رو به پارتيشن Extended اختصاص بده.)

3- داخل پارتيشن Extended كه الان ساخته شده (كادر آبی آسمانی)

راست كليك كرده و Create رو انتخاب ميكنيم.

با انتخاب Logical برای Create as و Fat32

برای Partition Type و تايپ كردن 10000 در كادر

 Size يك پارتيشن 10 گيگابايتی از نوع Fat32 تشكيل ميدهيم.

4- مرحله بالا رو مجددا انجام ميدهيم.

5- مرحله فوق رو مجدد تكرار ميكنيم. با اين تفاوت كه در

 جای Size عددی تايپ نكرده و در قسمت Percent مقدار 100 رو تايپ ميكنيم.

 بدين صورت يك پارتيشن با ميزان فضای باقی مانده از 2 پارتيشن قبلی تشكيل ميشود.

 6- بعد از انجام شدن همه اين عمليات، كافی است برای اجرا

شدن اين تغييرات بر روی دكمه Apply در قسمت سمت چپ و

 پايين صفحه قرار دارد كليك كنيد. بعد از تاييد اينكه آيا ميخواهيد

 عمليات انجام شود، كليه اين كارها با سرعت انجام ميشود.

 (گاهی اوقات يك پارتيشن در حال استفاده است و برنامه

 از شما ميپرسد كه كامپيوتر را ريست كند و عمليات را انجام دهد،

كه در اينجور مواقع اگر مطمئن هستيد كه پارتيشن بندی به

 درستی انجام شده است، قبول كنيد تا بقيه كارها بطور خودكار انجام شود.)

توجه: در هر مرحله از كار كه به نظرتان اندازه پارتيشن

 يا تنظيمات مناسب نيامد، با كليك كردن بر روی دكمه Undo

 از عمل قبلی صرف نظر كرده و عمل جديدی انجام دهيد.

 دقت كنيد كه اگر بطور مثال يك پارتيشن جديد ساخته و

حجم آن را 10 گيگابايت در نظر گرفته باشيد و بعد نظرتان تغير

 كند و بخواهيد سايز آن را به 12 گيگابايت تغير دهيد،

 نبايد آن پارتيشن را Resize كنيد، زيرا در اين صورت پارتيشن مجيك يكبار پارتيشنی 10 گيگی ساخته و سپس آن را به اندازه 12 گيگابايت تغيير اندازه ميدهد.

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳

 

زخمی تر از هميشه از تيغ بی رحم زمانه، ز تير دل سپردن

و چه می نالد اين دل...

در کمين مرگ خويشم؛ در قامت شکسته ام، که کوله بار

غربتم به من هديه کرد... و چه بی رحم دستی که از درخت عشق فقط برگ به من داد

که به يک تلنگر باد وحشی از يار جدا شم...

شکست چينی وجودم و تکيه گاه اميدم، و چه تکه تکه گشتم

در عين باور خويش، و چه سهمگين بود...!

ای کاش منم ماهی بودم، می رفتم و به دريا می رسيدم

جايی که همش آب باشه، تا ديگه دستی بهم نرسه، خودمو به گرداب

بسپرم و آرزوهامو با اون شريک کنم، و اين غبار خاکی تنم رو با

خاطره های خاکيش با آب به خاک بسپرم. و چه ملموس نگاه آب.!

و ای آب! آمده ام پيش تو برای فرياد و من زورقی گشتم شکسته در

عين ناباوری خويش و اکنون دست مهر به سوی تو دراز

به شکستگی دلم منگر که اين دل در آماج کينه ها و شقاوتهاست

که شکسته شد، پس بگير دست اين دل شکسته را...

تو دادی پيوند ذره ذره وجودمو و چسباندی تکه تکه های قلب شکستم رو

در عين بی ريايی خويش، و اکنون که مثل کاهی بر روی موج عشق

 تو سوار، مرا به بالا ها ببر، فراتر از خاک، که خود را در آيينه نگاه تو ببينم.

يارای جدايی از تو برای من نيست که هر جای پهنای

 تو باشم باز اونجا برام آشناست. گريه هام در تلاطم امواج تو محبوس

و اين يادآور بهاريست از خنده که به من هديه می آری...!!!

روزی که از تو جدا شم، رز مرگ خنده هامِِ، روز رستن سرابِ

گريه ها و اضطرابِ...و سرخی غروب همنشين آرزوهام و

 گريه رفيقم، و ميشم تنها وخسته توی شهر در شکسته...!!!

پس دريای گنديده وجودمو که راکدِ خالی می کنم و از وجود تو

فقط و فقط يک قطره می طلبم، که شفای درد منِ...

                                               و چه مرهميست...!!!

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸۳

 

یه عمو دارم اسمش حسنه . وضعشون توپه توپه .

3 تا تریلی داره 4 تا کامیون Click here to visit the Emoticons Mail site.

این عموی قصه ی ما یه روز میره آموزش گاه رانندگی تا

 گواهینامه پایه 2 بگیره . ورقه رو که میذارن جلوش

 شروع میکنه به پاسخیدن . Click here to visit the Emoticons Mail siteتا میرسه به شکل تابلوی کارگران

 مشغول کارند . و توضیح اون رو اینجوری مینویسه : 

کارگر با بیل ممنوع !!!!!!!!!!!!

1- كارگريClick here to visit the Emoticons Mail site در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده

 شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان

 افتاد پايين و مرد.Click here to visit the Emoticons Mail site كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت

 پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر شد,

سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست.

 دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم !

 و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم !Click here to visit the Emoticons Mail site

 

2- رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟

 تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمالClick here to visit the Emoticons Mail site

 

3- تركه ميره خواستگاري، Click here to visit the Emoticons Mail site مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن

 ميگن دختر ما داره درس ميخونه.Click here to visit the Emoticons Mail site تركه ميگه: ايشكال نداره

من ميرم دو ساعت دیگه بر میگردم .Click here to visit the Emoticons Mail site

 

4- تركه سرطان داشته،Click here to visit the Emoticons Mail site ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير

 ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه:

تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم

 بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت

 داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده Click here to visit the Emoticons Mail site

 

5- به يه همشهريه گفتند تو لهجه داري؟ گفت : نه والا مي خواهي بيا بگرد!!!Click here to visit the Emoticons Mail site

 

 خوش و سبز باشيد...

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۳

 

گريه بکن...اشکات و جاری گونه هات بکن...!!!

                      بذار که سرم رو بذارم رو شونه هات

                     بذار که آفتابی بمونه گونه هات

                     بذار که هر چی گرد و غبار پر بکشه از اون نگات

اشکات و جاری گونه هات بکن...

                 نذار تا سيل غم حائل چشمه ها بشه

                 نذار دلامون همه زندونيه کينه ها بشه

                 بذار که خورشيد، لونه کنه تو اون چشات

                 بذار سبز بمونه خنده هات

اشکات و جاری گونه هات بکن...

                  بذار غبارروبی کنه تنهايی رو از تو اطاقم

                  نذار که ابرهای سياه پر بکشند روی نگام

                  بذار هميشه خنده باشه توی صدام

اشکات و جاری گونه هات بکن...

                 بباراشکات و توی شوره زار وجودم

                 بذار که جون بگيره تنها گلم

                 نذار که بچشه طعم غربتُ

                نذار که ببينه رنگ حسرتُ

اشکات و جاری گونه هات بکن...

               پيرهنم و معطر اشکات بکن

              بذار که راه برم توی ساحل چشات

 بذار حداقل يه اميد داشته باشم که می مونه هميشه برام نوازشات

می شنوم هق هق صدات...!

ببار؛

   می خوام جون بگيرم به اميد روزی که منم بارون بشم

        اونوقت حتما می بارم برات........می بارم برات!!!

                                      تنها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۳

 

خوب امروز چند تا سايت رو معرفی ميکنم که فضای کاملا

 رايگان رو در اختيارتون قرار ميدن.
اگر می خواهيد وب سايت خود را طراحی کنيد به اين سايت

 سری بزنيد که به گفته خودشون شما در عرض يک دقيقه

 می توانيد وب سايت خود را طراحی کنيد.شما حتی برای طراحی
سايت خود نيازی به بلد بودن زبان برنامه نويسی نداريد.

همچنين می توانيد با گرفتن فضائی رايگان اطلاعات صنفی

 خود را جهت اطلاع عموم در وب سايت قرار دهيد.
همچنين اين سايت يک سايت کاملا فارسی ميباشد.برای ساختن

 سايت خود و يا طراحی
سايت می توانيد به آدرس اينترنتی
http://www.zirgozar.com

  سری بزنيد.شما حتی می توانيد با داشتن فضائی در اين سايت

 عکسهای خود را با کيفيت مطلوب آپلود کنيد.
البته لازم به توضيح است که برای داشتن فضا در اين سايت

 شرايط نسبتا دشواری را بايد طی کنيد.

اما سايت بعدی سايت
http://www.domaindlx.com 

 می باشد که فضائی در حدود ۱۰۰مگابايت رو در اختيار شما

 برای آپلود عکسها و يا چيزای ديگه قرار ميده.همچنين از طريق
اين سايت می توانيد برای خود يک سايت رايگان ثبت کنيد.

اما خوب برای دادن اين امکانات شرايطی رو هم داره که از

 جمله قرار دادن تبليغات سايت خود در سايت شما می باشد.

اما سايت آخر که اين سايت هم فضای رايگان رو برای آپلود

عکسها و درست کردن آلبوم شخصی به شما ارائه می دهد سايت http://www.villagephotos.com  هست.

بهترين سايت برای داشتن وب سايت شخصی و آپلود فايل
طبق تجربه و کار کرد خودمان اين سايت با قرار دادن ۵۰ مگا بايت

 فضای رايگان و پشتيبانی از تمام نرم افزارهای طراحی

 سايت مانندfrontpage و غيره به شما اين امکان را ميدهد

 که سايت خود را توسط نرم افزارهای گوناگون طراحی

 کرده و در اين سايت پابليش کنيد و يا از طرحهای از قبل آماده شده استفاده کنيد.
از مزيتهای مهم اين سايت اين است که بجز چند بنر کوچک

 که در بالای سايتتان قرار ميگيرد هيچ گونه تبليغ اضافه ای را نخواهيد ديد
برای گرفتن فضا به آدرس
http://50megs.com مراجعه کنيد

اما سايت های ديگه که در همين زمينه به دردتون ميخوره:
http://www.netfirms.com
http://www.web1000.com
http://www.tripod.com
http://www.sharemation.com

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

امروز يک مطلب از يکی از دوستان خوندم با عنوان:

               « دوست داشتن برتر از عشق است»

و برای اثبات گفته هاش دلايلی هم بيان کرده، قضاوتش با شما

از کسانی که به اينجا سر ميزنند ميخوام که در مورد اين مطلب نظرشونو

بدند و نظر اصلی خودشون رو هم در تالار گفتمان بنويسند...ممنون ميشم.

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يک جور جوشش کور است

و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از

 روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و

هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح

 طلوع ميکند و تا هرجا که يک روح ارتفاع دارددوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد.
عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلی

 ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است ، اما

 دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ

 ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدی

 و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت که به شماره

 هر روحي ، دوست داشتني هست.
عشق با شناسنامه بي ارطبات نيست و گذر فصل ها و عبور سالها

 بر آن اثر ميگذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج

 زندگي ميکند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست.
عشق در هر رنگي و سطحي ، با زيبائي محسوس ، در نهان يا آشکار

 رابطه دارد . چنانکه " شوپنهاور" ميگويد : (( شما بيست سال بر سن

معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه کنيد ))!
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبائي های

 روح که زيبائي هاي محسوس را به گونه اي ديگر ميبيند . عشق طوفانی

 و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و

استوار و پروقار و سرشار از نجابت.
عشق با دوري و نزديکي در نوسان است ، اگر دوري به طول بينجامد

ضعيف ميشود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميکشد .و تنها

 با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و (( ديدار و پرهيز )) ، زنده و نيرومند

 ميماند . اما دوست داشتن با اين حالت نا آشناست . دنيايش دنياي ديگريست

عشق جوششي يکجانبه است ، به معشوق نمي انديشد که کيست 

 يک خود جوشي ذاتي است ، و از اين رو هميشه اشتباه ميکند .

در انتخاب به سختي ميلغزد و يا همواره يکجانبه ميماند و گاه ميان

 دو بيگانه ناهماهنگ ، عشقي جرقه ميزند و چون در تاريکي است و يکديگر

 را نميبينند ، پس از انفجار اين صاعقه است که در پرتو روشنائي آن

 چهره يکديگر را ميتوانند ديد و در اينجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق

عاشق و معشوق که در چهره هم مينگرند ، احساس ميکنند هم را

نميشناسند و بيگانگي و نا آشنائي پس از عشق

– که درد کوچکي نيست – فراوان است.
اما دوست داشتن در روشنائي ريشه ميبندد و در زير نور سبز ميشود

 و رشد ميکند و از اين روست که همواره پس از آشنائي پديد ميايد .

 و در حقيقت در آغاز دو روح خطوط آشنائي را در سيما و نگاه يکديگر ميخوانند

 و پس از ((آشنا شدن)) است که ((خودماني)) ميشوند .دو روح ، نه دو نفر

 که ممکن است دو نفر با هم در عين رو در بايستي ها احساس خودماني

بودن کنند و اين حالت به قدري ظريف و فرار است که به سادگي از زير

 دست احساس و فهم ميگريزد - و سپس طعم خويشاوندي و بوی

 خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار و کلام يکديگر

 احساس ميشود و از اين منزل است که ناگهان ، خود بخود 

 دو همسفر به چشم ميبينند که به پهندشت بيکرانه مهرباني رسيده اند

 و آسمان صاف و بي لک دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه

 گسترده است و افقهاي روشن و پاک و صميمي (( ايمان)) در برابرشان

 باز ميشود و نسيمي نرم و لطيف - همچون روح يک معبد متروک که

 در محراب پنهاني آن ، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده و زمزمه

 درد آلود نيايش مناره تنها و غريب آنرا به لرزه در مياورد – هر لحظه

پيام الهان هاي تازه آسمانهاي ديگر و سرزمين هاي ديگر و عطر گلهاي

مرموز وجانبخش بوستانهاي ديگر را به همراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای

 بازيگر و شيرين و شوخ ، هر لحظه ، بر سر و روي ايندو ميزند
عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني ((فهميدن))

 و ((انديشيدن)) نيست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل

فراتر ميرود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين ميکند و با خود به قله بلند اشراق ميبرد
عشق زيبائي هاي دلخواه را در معشوق ميافريند و دوست داشتن

زيبائي هاي دلخواه را در دوست ميبيند و ميابد.
عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمی

 بي انتها و مطلق.
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن
عشق بينائي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد
عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و

 دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان
عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير
از عشق هرچه بيشتر ميشنويم سيرابتر ميشويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر ، تشنه تر
عشق هرچه ديرتر ميپايد کهنه تر ميشود و دوست داشتن نو تر
عشق نيروئيست در عاشق ، که او را به معشوق ميکشاند

 دوست داشتن جاذبه ايست در دوست ، که دوست را به دوست ميبرد .

 عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست
عشق معشوق را مجهول و گمنام ميخواهد تا در انحصار او بماند

 زيرا عشق جلوه اي از خود خواهي يا روح تاجرانه يا جانورانه آدميست

 و چون خود به بدي خود آگاه است ، آنرا در ديگري که ميبيند

از او بيزار ميشود و کينه برميگيرد . اما دوست داشتن ، دوست را محبوب

 و عزيز ميخواهد و ميخواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد 

 داشته باشند . که دوست داشتن جلوه اي از روح خدائي و فطرت

 اهورائي آدميست و چون خود به قداست ماورائي خود بيناست 

 آنرا در ديگري که ميبيند ، ديگري را نيز دوست ميدارد و با خود آشنا و خويشاوند ميابد
در عشق رقيب منفور است و در دوست داشتن است که

(( هواداران کويش را چو جان خويشتن دارند )) که حسد شاخصه عشق است

 چه ، عشق معشوق را طعمه خويش ميبيند و همواره در اضطراب است

که ديگري از چنگش بربايد و اگر ربود ، با هردو دشمني ميورزد

 و معشوق نيز منفور ميگردد و دوست داشتن ايمان است

و ايمان يک روح مطلق است ، يک ابديت بي مرز است ، از جنس اين عالم نيست
عشق ريسمان طبيعي است و سرکشان را به بند خويش در مياورد

تا آنچه آنان ، بخود از طبيعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ ميستاند

 به حيله عشق ، بر جاي نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است و

 دوست داشتن عشقي است که انسان ، دور از چشم طبيعت 

 خود ميافريند ، خود بدان ميرسد ، خود آنرا ((انتخاب)) ميکند .

 عشق اسارت در دام غريزه است و دوست داشتن آزادي از جبر مزاج .

عشق مامور تن است و دوست داشتن پيغمبر روح .

عشق يک (( اغفال )) بزرگ و نيرومند است تا انسان به زندگي مشغول

 گردد و به روزمرگي – که طبيعت سخت آنرا دوست ميدارد – سر گرم شود

و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهي ترس آور

 آدمي در اين بيگانه بازار زشت و بيهوده .عشق لذت جستن است و

دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن يک حريص گرسنه است

 و دوست داشتن (( همزباني در سرزمين بيگانه يافتن )) است...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

روز جمعتون به خير و خوشی.اميدوارم هفته جديد همراه با

شادی و موفقيت براتون باشه...

قرار شد که هر ۲ هفته يک موضوع جديد انتخاب کنيم تا هر کس

که ميخواد نظرشو توی تابلوی گفتمان منعکس کنه...

اميدوارم هر کسی که به تنهايی غروب مياد، افتخار بده و نظرشو بيان کنه

ممنون ميشم از همتونClick here to visit the Emoticons Mail site

موضوع هفته: نظرتون در مورد عشق چيه؟؟

                     ********************************

حديث هفته:

   آيا مردم را به کار نيک امر می کنيدو خودتون را فراموش مينماييد؟

غرور و خودبينی مرض خطرناکيست که انسان را از کارهای خير باز ميدارد

خدا در مورد اينگونه افراد می فرمايد:

خدا در کمينگاه است، موقعی که خدا انسان را گرفتار کرد و نجاتش داد و

او را از نعمت برخوردار کرد می گويد من شايسته بودم که خدا

نعمتم داد و آنگاه که خدا او را در بوته آزمايش درآورد و

رزق او را کم کرد می گويد :پروردگارم مرا خوار کرد...!!!

اشتباه می کنيد، خواری شما به خاطر اين است که به يتيم لطف نمی کنيد

به غذای بيچارگان عنايت نداريد. بدونِ ملاحظه حقوق ديگران

از دنيا بهره می بريد و علاقه شديدی به ثروت دنيا داريد...

                                       نهج البلاغه

راستی دعا برای ظهور آقا يادتون نره...خوش و سبز باشيد.

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

اميدوارم در جدال با روزگار هميشه شما برنده باشيدClick here to visit the Emoticons Mail site

بر حسب کامنتها و پی مهای شما عزيزان مبنی بر قرار دادن

تابلوی گفتمان، امروز با هر مشقتی که بود اينکار رو کردم...

هر هفته يک موضوع انتخاب می کنيم و هر کس نظر خودشو

در مورد موضوع بيان ميکنه...اميدوارم با نظرات زيباتون

نتيجه خوب و مفيدی عايدمون بشه...خوش باشيد.

                   ****************************

در اين ديار خسته کُش

           ديگر بريده نفسم

               هر چه تلاش می کنم

                        به آرامش نمی رسم 

در اين ديار خسته کُش

        وجود من بيهوده شد

                مرثيه های عاطفی

                  اينجا از من ربوده شد

روزا نفس نفس زنان

     رو به سراب می روم

            خشک گلو و تشنه لب

                    به عشق آب می روم

شب که به خانه می رسم

      شکسته بال و خسته جان

                    در غم فردای دگر

                      باز به خواب می روم

از تن خشک ساقه گل

           توقع جوانه نيست

               از يه نفس بريده راه

                       طاقت تازيانه نيست

از گل چهره سوخته 

        طراوتی طلب نکن

                 برای رفع تشنگی

                     تکيه به تشنه لب نکن

« فرشته نجات من، دير به ما رسيده ای

            کهنه شدست زخم ما، کوشش بی سبب نکن...!!!»                     

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها

امروز سالگرد رحلت جانگداز تنها شير زن تاريخ حضرت زينب

(س) ميباشد...اين روز رو به همه شما شيعيان تسليت ميگم...

به راستی که حضرت زينب بسان مادرش نقش عمده ای در زنده

نگاهداشتن اسلام و واقعه کربلا داشت...

زينب، ای صدايت نمودار بغض و شکست

                        آبرويت،  خط بطلان بحر آدمهای پست

بحر دلها شکوه هايت دايميست

                         يا حسينت تا ابد فهميدنيست

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۳

 

این برنامه اولین برنامه جامع محافظت از کامپیوترها در

 برابرحملاتی است که از طریق انواع پیغام رسانهای فوری

(Messenger) انجام می شود.
این برنامه محصول شرکت ZoneLabsمی باشد .که

 نسخه فایروال ZoneAlarm آن بسیار خوب درخشیده است. از امکانات این برنامه:
1-ID Lock : قفل کردن IP افراد که از طریق مسنجر برای شما

 مزاحمت ایجاد می کنند.
2- Message Encrypt : پنهان کردن متنهای تایپی شما در چت .

 این امکان به شما کمک می کند تا از شر برنامه های جاسوسی

 که مخفیانه در بعضی کامپیوتر ها کارگذاشته می شوند

تا مطالب تایپ شده از جانب شما را ذخیره کنند در امان بمانید!
3-Spam Blocker : همانطور که از اسمش پیداست

 Messenger شما را از شر پیغامهایSpam در امان نگاه می دارد.
4-Password Protect :از پسورد و تنظیمات امنیتی شما در

 مقابل اشتباهات غیرعمدی شماو یا تغییراتی که دیگران اعمال کنند محافظت می کند.
5- Security Log :با این امکان  همیشه یک گزارش از عملکرد

امنیتی مسنجرتان دراختیار دارید. و ده ها امکان دیگر.
این برنامه با تمام پیغام رسان های استاندارد از جمله Yahoo!Messenger و
AOL Messenger وMSN Messenger و.... بخوبی کار می کند.

دانلود برنامه 


  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸۳

 

باز امشب پنجه می سايد سکوت، بر گلوگاه نگاهم تا صبح

بغض از شرم تمنای صدای بيمار، رنگ پنهان سکوتم را شست...

                من از اين عاطفه ها دلتنگم...

شرم از بغضِ پريشانِ نگاهی بيزار، نعشِ تابوت

غرورم را شست...

من از اين عاطفه ها دلتنگم... من از اين شاپرکها دلتنگم...

من به همباليه هر عاطفه، با شاپرک دلتنگم...

نيست اميد مرا،،،بس که سرابان ديدم!!!

                  نيست آواز مرا، بس که گلو سائيدند...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها

امروز يکی از بهترين روزهای زندگيمونه که مصادف با

ولادت گهربار امام اولمون، اميرالمومنين علی(ع) می باشد...

که خدا بر زمين و زمينيان منت نهاد و سياهی و ظلمت دنيا رو

با قدوم مبارک ايشان پاک و روشن کرد و عطر مهر و عدالت رو

در تمام دنيا گستراند...امروز به همه پدرها تبريک عرض می کنم

و از خدا ميخوام ما رو فرزندانی لايق و شايسته براشون قرار بده

بچه ها ما امروز بايد از خدا بابت اين نعمت بزرگ تشکر کنيم چون

هيچکسی يا هيچ چيزی نميتونه جای پر برکت پدرها و مادرهامونو

پر کنه...پس امروز غرور رو کنار ميزاريم و با متانت و سادگی

جلوشون وايميسيم و بزرگترين و بهترين هديه دنيا رو تقديمشون می کنيم

و اون چيزی نيست جز يک لبخند از ته قلب و يک نگاه عاشقانه...

 

آگاه باشيدبيناترين ديده ها،ديده ای است که نظرش

درخيروصلاح باشد.آگاه باشيدشنواترين گوشها؛گوشی است که پند

واندرزراحفظ کرده بپذيرد.

«علی (ع)»

باخداوندبه انصاف رفتارکن ونسبت به مردم نيزچه ازجانب خداوند

وچه ازجانب افرادخاص خاندان وخويشاوندان نزديکت

 وچه ازجانب رعايايی که بدانهاعلاقه وگرايش مخصوصی

 داری انصاف رارعايت کن.اگرچنين نکنی ستم خواهی کرد.

«ازفرامين اميرالمومنين به فرمانداران»

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۳

 

افتاده ام به راه، سفری نا معلوم

                   زخميِ پای من، راه هم سردرگم

گيج و مبهوت ز خود، شرم از اين ظاهر خُرد

                    نا کجاباد مرا منزل بُد

پای در غُل، دست زنجير، خودمم جلد قفس، توی افسوس اسير

شرمم از نگاه خود، غم به من جاری شد،نه زندگيم را اثری

نه مرگ را بود خبری، نه آب به چشمه ها روان، نه گل به باغها جوان

نه ريشه ای ز قلب خاک، نه حرفی از يک دل پاک

نه پر زدن در قفسی، نه گُل به گلدان کسی، نه شبنمی به لاله ای

همش يه بُغض يه ناله ای...!!!

نه اشک بُغض در نظری، نه يک نگاه مادری، نه قلب پاره

پاره ای، از عاشق در به دری، نه ماهی در حوض حياط

نه يک اميد به يک حيات، نه يک درخت به جنگلی، فريادها چه منجلی...

حالا که من دلگيرم، ديگه هيچ راهی ندارم جز رفتن

تو کوير باورم دل سُفتن،آرزوم رسيدنِ، هدفم يک چشمه

من زيادی نمی خوام، مثل يک گُل تشنه...!!!

دل به هر کی بستم، بی وفايی ديدم، چشم به هر کی کردم،

تير خشمی خوردم، حالا با قلبی شکسته، حالا با دستايی خسته

اومدم سوی تو باز، بشکنم سکوت و راز، توی رودخونه تو

دلم و هديه کنم، وقف کنم نگاهم و،واسه تو هی نم و نم

تو تماميِ وجودم، اينو فرياد بزنم:

          « محو دريای تو شم، اگه غرق می خوام بشم...!!!»

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳

رفاقت بالاتر از برادری!!!

وقتی خدمتشون تموم شد باهم عهد کردن که تا آخر عمر برادر هم باشن.

ابراهيم از يه خونواده  فقير بود و تو خوزستان زندگی ميکرد

ولی نيما خونواده ی ثروتمندی داشت و تو تهران زندگی ميکرد.

بعد از يه ماه از جدائيشون نيما به ديدن ابراهيم رفت

با اينکه دست ابراهيم تنگ بود ولی با کلی قرض بهترين

 غذاهارو برای نيما تهيه کرد.

يه بار نيما چشمش به دختر همسايه ی ابراهيم خورد و

 به ابراهيم گفت که ازش خوشش اومده و ميخواد باهاش

 ازدواج کنه .اون دختر نامزد ابراهيم بود ولی از خودش گذشت

 و تونست بسختی نامزدشو راضی کنه که با نيما ازدواج کنه

 بلاخره ازدواج سر گرفت و نيما به تهران برگشت و قرار شد

 ابراهيم به تهران بياد و به خونه ی نيما بره.

چند ماه بعد  ابراهيم که تمام پزشکای جنوب از مادرش قطع

 اميد کرده بودن مجبور شد برای عمل مادرش به تهران بياد.

اما بيمارستان اعلام کرد که خرج عمل ۲ ميليونه.

ابراهيم که پول سفرش به تهران رو هم با قرض جور کرده بود

 نميتونست همچين پولی رو جور کنه. به فکر نيما افتاد

رفت دنبال آدرس نيما ولی وقتی به اونجا رسيد خدمتکار که

 ابراهيم رونميشناخت اونو از اونجا رد کرد و گفت که نیما از اونجا رفته.

ابراهيم ناراحت و سردرگم همونجا نشست.

يه موتور سوار که داشت از اونجا رد ميشد وقتی ابراهيم و

 مادرشو ديد از ابراهيم دليل ناراحتيشو پرسيد و ابراهيم هم

 جريان مادرشو به موتور سوار گفت.موتور سوار ۲ ميليون

 به اون داد و گفت هروقت که دوست داشتی بهم پس بده.

ابراهيم همکه از همه جا رونده و مونده شده بود تشکر کرد

 و آدرس موتور سوار رو گرفت و رفت.

وقتی مادرش بستری شد ابراهيم خسته و گرسنه کنار اتاق مادرش

 نشسته بود که زنی روديد که جلوش وايساده .زن ازش

 در باره ی دليل ناراحتيش گفت و از رفيق نامردش که

 اونو تنها گذاشت و ازدر خونش روند.

زن خودشو معرفی کرد و گفت که اسمش محبوبس

محبوبه بهش دلداری داد و ازش خواست که به خونش بياد

و کمی استراحت کنه.ابراهيم هم قبول کرد وقتی به خونه رسيدن

 ابراهيم دختری رو ديد که از همون نگاه اول ابراهيم رو مجذوب خودش کرد.

ابراهيم از محبوبه در باره ی دختر پرسيد و محبوبه بهش

 گفت که اسمش عسله و عسل دخترشه.ابراهيم با خجالت

و ترس علاقشو نسبت به عسل به محبوبه گفت و محبوبه با

 خوشروئی قبول کرد و قرار شد که بعد از مرخصی مادرش

 به خواستگاريه عسل بيان.

مادر ابراهيم مرخص شد و به همراه ابراهيم به خواستگاريه

 عسل اومدن.وقتی مادر ابراهيم وضع زندگی عسل رو ديد

 حاضر نشد که داخل بيادو از عسل خواستگاری کنه ولی

 با اصرار ابراهيم بلاخره قبول کرد.

عسل هم به ابراهيم جواب مثبت داد و عروسی اونا سر گرفت.

شب عروسی ابراهيم نيما رو ديد که همراه زنش

 که قبلا نامزد ابراهيم بود وارد مجلس شد.

ابرهيم ميکرفون رو گرفت .خيلی زياده روی کرده بود

 ولی بازم ادامه داد.گفت اوليو ميخورم به سلامتيه کسی که

نامرد بود و رفيقشو تنها گذاشت.دوميو ميخورم به سلامتيه

 کسی که به خاطرش از نامزدم گذشتم داغون شدم

 اما به روم نياوردم تا يه وقت شرمنده نشه. سوميو ميخورم

 به سلامتيه کسی که دسته همه ی نامدارو از پشت بسته.

نيما با لبخند اومد بالا و مشروب رو از دسته ابراهيم گرفت

 واسه ی خودش يه گيلاس ريختو گفت این گيلاس رو

 ميخورم به سلامتيه کسی که وقتی خدمتکارم به من گفت

 که کسی رو به نام ابراهيم از دمه در رد کرده خدمتکارمو

 اخراج کردم.وقتی نا اميد تو خيابون نشسته بود دوستمو فرستادم

 و بهش خرج عمل مادرشو دادم.وقتی خسته و گرسنه تو

بيمارستان بود مادرمو فرستادم و اونو تو خونه مادرم نگه داشتم.

وقتی از خواهرم خوشش اومد خواهرمو به عقدش دراوردم.

کسی که تمام مردای دنيا پيشش هيچن

      « چون از عزیز ترين چيزش بخاطر من گذشت!!!»

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

طبق معمول جمعه ها ، از تمام کسانی که بهم سر می زنند

و نظر می دندClick here to visit the Emoticons Mail site تشکر می کنم Click here to visit the Emoticons Mail siteو آينده درخشان همراه با موفقيت

و شادی آرزو می کنم و اميدوارم که اين روز جمعه و شروع هفته

جديد همراه با شادی و سربلندی براتون باشه.Click here to visit the Emoticons Mail site

روزهای جمعه متعلق به حجت حق ،حضرت مهديست...جز دعا و برافراشتن

پرچم حق و عدالت کاری ازمون بر نمياد...پس همه با هم برای

ظهور حضرتش دعا می کنيم: Click here to visit the Emoticons Mail siteاللهم عجّل لفرجه  Click here to visit the Emoticons Mail site

                       **********************************

از کسانی نباش که به آخرت بدون عمل اميدوار است

و با آرزوی دراز، اميد به توبه دارد...

در دنيا گفتارش، گفتار زهدان است ولی عملش عمل علاقه مندان به دنيا.

نيکوکاران را دوست می دارد ولی عمل آنان را انجام نمی دهد.

از گناهکاران بدش می آيد ولی خودش گناهکار است...

به خاطر زيادی گناه از مرگ ناراحت است، اگر مريض شد از

کارهای ناشايسته اش پشيمان می گرددو اگر سالم گرديد با خيال

راحت به خوشگذرانی می پردازد...

آنگاه که از مريضی برخواست به خودش مغرور می شود و

آنگاه که مريض شد، مايوس می شود. اگر به بلائی دچار شد مثل

بيچارگان خدا رو می خواند و آنگاه که آسايشی بدست آورد با

کمال غرور از خدا چشم می پوشد...

اگر ثروتمند شد نشاط پيدا می کند و در گمراهی می افتد و اگر فقير شد

مايوس شده و در کارها سستی می کند...

در عمل کوتاهی می کند و در سوال زياده روی.اگر لذتی

برای او پيش بيايدمصيبت را مقدم اندازد و توبه را به تاخير...

اگر سختی به او رو آورد از شرايط و مقررات دين خارج گردد.

                                                              نهج البلاغه

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ شهریور ،۱۳۸۳

 

                  (  قتل بی عيب و نقص  )

بازيگران:michael douglas_gwyneth paltrow_viggo mortensen_david suchet

کارگردان: andrew davis

استيون(michael douglas) يكی از تاجران معتبر نيويورک می باشد

که دراز روابط نا مشروع همسرش اميلی(gwyneth paltrow)

با يک نقاش کلاهبردارکه خود را ديويد شاو(viggo mortensen)

معرفی کرده بود،آگاهی پيدا می کنه و سعی می کنه که با

ديويد آشنا بشه ...که در يک مهمانی اميلی ديويد رو به استيون معرفی

می کنه و آدرس و شماره تلفن ديويد رو به استيون ميده...

يکی از روزها استيون به خانه ديويد ميره و وقتی حلقه

ازدواجشون رو کنار تخت ديويد ميبينه از اون در مورد روابطش با

اميلی سوال می کنه و ديويد هم می گه که ما عاشق هم شديم و

همديگر رو دوست داريم...

در اين لحظه استيون که قبلا پرونده تبهکاريها و جرم و جنايات

ديويد رو مطالعه کرده بود و می دونست که الان هم تحت تعقيبه

اونو تهديد می کنه و ازش می خواد که در قبال فاش نشدن اطلاعات

ديويد اميلی رو به قتل برسونه و در عوض ۵۰۰ هزار دلار بگيره...

ديويد مجبور ميشه قبول کنه و استيون نقشه قتل اميلی رو به ديويد ميگه...

استيون هر هفته يک شب به قمار خونه ميرفت و می دونست که اميلی

اونشب به حمام ميره و از ديويد می خواد که همون شب با کليدی که

استيون از جا کليدی اميلی بر ميداره و نزديک در ورودی جا سازی می کنه

به خونه بياد و راس ساعت ۱۰ که اميلی به تلفن استيون می خواد جواب بده

اونو به قتل برسونه...

ساعت مقرر می رسه و استيون ساعت ۱۰ به خونه زنگ می زنه

و اميلی که در حمام بوده مياد که تلفن رو جواب بده که يک نفر با

صورت پوشيده به اميلی حمله می کنه ودر اين درگيری اميلی

با شی تيزی که به دستش مياد فرد مهاجم رو می کشه...

استيون به اميد اينکه اميلی مرده به خونه مياد ولی صدای گريه های

اميلی رو می شنوه و تعجب می کنه. اميلی به پليس زنگ می زنه...

استيون سريع پيش جسد ميره و از جيبش کليدی پيدا می کنه و به اميد

اينکه اون همون کليديست که از دسته کليد اميلی برداشته اونو سر جاش ميزاره...

در اين لحظه پليس وارد می شود ...کاراگاه کارامن(david suchet

موسيو پوارو) که جا پاهای خونی استيون رو کنار جسد ميبينه به

استيون شک می کنه...در اين حين پليسها نقاب رو از صورت

جسد بر می دارند و استيون با کمال نا باوری می بينه که اون جسد

متعلق به ديويد نيست...

چند روز بعد استيون با ديويد تماس می گيره تا همديگر رو ملاقات کنند

ديويد سر قرار حاضر ميشه و استيون رو تهديد می کنه که اگه بقيه

پول که ۴۰۰ هزار دلار بود رو نده صدای ضبط شده استيون ـ که

موقع طراحی نقشه قتل اميلی ديويد ضبط کرده بودـ رو برای

اميلی می فرسته ...و بهش ميگه که اين پول رو به خونم بيار و نوار رو تحويل بگير

استيون مجبور می شه که قبول کنه و پول رو فراهم ميکنه ...

يک روز که اميلی به خونه مياد ميبينه که کليدش در رو باز نمی کنه و

يک کليد نا اشنا در دسته کليدشه و از اينجا به استيون شک می کنه...

و از اونجا که فهميده استيون به خاطر بهره های زيادی که به بانک

بدهکاره و چند روزه ديگه ورشکست ميشه می فهمه که استيون

انگيزه قتل رو داشته...به اداره پليس ميره و ادرس خونه فردی

رو که کشته بود رو از کاراگاه کارامن می گيره و موضوع رو به اون ميگه...

به اونجا ميره و ميبينه کليدی که استيون در جا کليديش گذاشته متعلق

به اون فرد کشته شدست...

اميلی به پيش استيون ميره و موضوع رو بهش ميگه ولی استيون ميگه

همه اين کارها رو به خاطر خودت کردم...چون ديويد از من اخازی می کرده

تا موضوع ارتباطش با اميلی رو برای مردم فاش نکنه ،اميلی قبول نمی کنه

ولی استيون پرونده جنايتهای ديويد رو به اميلی ميده و بهش می گه که

ديويد بهش خيانت کرده...اميلی از کرده هاش و شکش به استيون

پشيمون ميشه و از استيون ميخواد که اونو ببخشه...

چند ساعت بعد استيون طبق قرار پول رو به خانه ديويد ميبره

ولی ميبينه که ديويد نيست و يادداشت گذاشته که پول رو به ادرس نوشته

شده ببره...در همين حين از راه آهن تماس می گيرند که بگند بليط

رزرو شده ديويد به مقصد سانتياگو در ساعت ۴حاظره و استيون می فهمه

که اون به محض دريافت پولها می خواد فرار کنه...سر قرار ميره و ديويد

پولها رو می گيره و نوار رو تحويل ميده...

ديويد سوار قطار ميشه و به کوپه خودش ميره استيون که قبلا در همون

کوپه مخفی شده بود به سمت ديويد حمله می کنه و اونو می کشه...

از جيبهای ديويد يک قبض پستی پيدا می کنه و می فهمه که ديويد

يک کپی از نوار رو برای اميلی فرستاده...سريع به خونه می ره

و ميبينه که نامه های رسيده کنار ميزند...سريع بسته مورد نظر رو پيدا می کنه

تصميم می گيره که اونو به گاوصندوقش بزاره که اميلی ميرسه و اون يادش ميره

که در گاوصندوق رو ببنده...کمی حرف می زنند بعد استيون به حمام ميره...

در همين حين اميلی به نزديک گاوصندوق ميره و نامه و بسته پستی که

ديويد براش فرستاده بود رو پيدا ميکنه...

استيون وقتی از حمام بيرون مياد اميلی همه چيز رو فاش می کنه...

استيون که ميبينه اميلی همه چيز رو فهميده به اميلی ميگه که من

می خواستم تو رو به خاطر ۱۰۰ ميليون دلاری که داری توسط

معشوقه ات(ديويد) از بين ببرم تا از ورشکستگی خلاص شم...

و به سمت اميلی حمله می کنه...اميلی با اسلحه ای که در دست داشت

استيون رو می کشه و جريان رو به پليس ميگه...

خسته نباشيد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸۳

 

در مرداب گلهايی روئيدند، در مرداب...

در مرداب درختانی قد کشيدند...

و در مرداب باز شدند پنجره هايی به سوی آفتاب...

پروانه گُل، پر گشود و رفت...

و روح درخت در قفس تاريک، پژمرد...!!!

و شب تمام پنجره های مرداب را بست

تنها اشباحی ماندند، بر پيکر فرسوده مرداب

و چند شغال که به عادت ، همه شبها زوزه می کشند...!!!

نامم را بر تاريکی ننويس، من اولين ستاره بودم که با دم ماه

بيرون می زدم از تاريکی و واپسين که با بازدم خورشيد،

می خزم در روشناييها.

نامم را بر تاريکيها ننويس...ننويس

تو آغاز من بودی، بر لوح روشنی از آب و واپسينِ باد...

پس هر سحرگاه روشنی را با نفسی از نسيم و طعم ياسهای سفيد فرياد می زنم:

                « نامم را بر تاريکی ها ننويس»

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام تنهاترينها

امروز می خوام چند نکته رو در مورد پسورد ياهو بگم

که امکان هک کردنتون تقريبا صفر ميشه...

شما هميشه توی پسوردهاتون حداقل ۱۰-۲۰ آيتم به کار ببريد و سعی

کنيد حتما بين آيتمها حرف و عدد يادتون نره...يعنی حرف و عدد رو

لابلای هم به کار ببريد...

می تونيد از يک روش بسيار خوب ديگه هم که

 خيلی مثمر ثمر استفاده کنيد

برای قرار دادن عدد در پسوردتون ميتونيد   alt 

 روی صفحه کيبورد رو فشار بديد و ۲-۳ عدد رو بزنيد

و بعد  alt  رو ول کنيد يک شکل خاصی ايجاد ميشه که روی

صفحه کيبوردتون پيدا نميشه...بطور مثال:

ô = که ازترکيب alt وشماره ۱۴۷ ميباشد...خودتون ميتونيد امتحان کنيد

alt  رو بگيريد و عددهای مختلف رو امتحان کنيد...

اينو هم بايد بگم که اين روش توی ويندوزهای فارسی جواب

خوبی نميده...ويندوزتون بايد انگليسی باشه...

             ***************************************************

AceFTP 3.51.0 Pro

 بچه ها يکی از پر طرفدارترين برنامه ها برای ارسال فايل بر روی اينترنته يا به اصطلاح خودمون آپ کردن فايله
Tarfand 
دانلود کنيد 
کرک 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸۳

 

يادم هست شبی رو که گفتی:

                       - ای شهاب آسمانی تو چه قشنگی!!!

    شب تاريک مرا تو چه روشن کردی...

                                    و برای ماندنم گريستی...

ولی وقتی که  گذشتم، وقتی که تاريک و منجمد شدم...

                            وقتی که سوختم و تموم شدم....

لحظه ای ترديد نکردی و مجال انديشه ای به خود راه ندادی...که:

ای شهاب  آسمانی برای چه از آسمان آمده بودی، از برای که..!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

                              و برای ماندنم نگريستی...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳