ميلاد با سعادت  خاتم الانبيا محمد مصطفی (ص) ودريای صداقت امام جعفر صادق(ع) را خدمت دوستان عزيز تبريک عرض ميکنم.

مطلب زیر روایتی است از حضرت صادق (ع) که آنچنان زیبا بود که دریغم آمد در این وبلاگ

چیزی از آن نگویم .

حضرت صادق (ع) فرمود که من در کتابی خواندم خدای تعّالی فرموده : به عزّت وجلالم و کرم واسعم

و مقام والایم در عرش قسم آرزوی هر امیدواری که به خلقم دل بسته باشد و به من امید نداشته

باشد بوسیله نا امیدی امید او را قطع می کنم و لباس ذّلت در میان مردم به او می پوشانم و او را از

مقام قربم کنارش می زنم و از وصالم دورش می کنم .

آیا بنده من به غیر از من در شدائد امیدوار است و حال آنکه رفع همه شدائد در دست من است .

او چشم به غیر از من دارد و در فکرش در خانه غیر از مرا می زند و حال آنکه کلیدهای درهای بسته

به دست من است و در خانه من باز است برای کسی که مرا بخواند .

من تا به حال امید چه کسی را قطع کرده ام ؟ چه کسی امیدوار به من در کارهای مهمّش بوده که

امیدش را به نا امیدی کشانده باشم ؟

من آرزوهای بندگانم را در نزد خود حفظ می کنم آیا آنها راضی نمی شوند که من حافظ آن آرزوها

باشم و آنها را به آن آرزوها برسانم ؟ چرا آنها راضی نشوند وحال آنکه من به ملائکه ایی که در تسبیح

من ملول نمی گردند و عالم را پر کرده اند امر نموده ام که درهای رحمت را بین من و بندگانم هیچگاه

نبندند .آیا باز هم آنها به قول من اطمینان نمی کنند ؟

آیا بنده من نمی داند که هیچ مشکلی از مشکلات که من برای او به وجود آورده ام کسی جز به اذن من

نمی تواند آنها را رفع کند.

چه شده است که او را رویگردان از خود می بینم حال آنکه من با جودم در وقتی که او هنوز از من چیزی

نخواسته بود به او همه چیز داده ام ولی حالا که از او می گیرم میخواهد دیگری به بر گرداند و از دیگران

 آن را سوال می کند ؟

آیا او همیشه مرا ندیده که عطایا را قبل از آنکه از من بخواهد به او می دهم ؟ حالا که او می خواهد

ممکن است که من به او جواب ندهم؟

آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل تصور کرده است ؟ آیا تمام جود کرم از من نیست؟ آیا همه آرزوها نزد

من نمی آید ؟! چه کسی آرزوهایی که به دیگران بسته است غیر از من فطع می کند ؟

آیا آنهائی که به دیگران دل می بندند و از آنها امید دارند از من نمی ترسند؟

اگر اهل آسمانها و زمین آرزوهایشان را از من بخواهند ومن به هر یک از آنها آنچه را که همه خواسته اند

بدهم از ملک من به قدر ذرّه ای کم نمی شود ؟ چگونه ممکن است ملکی که من قیم او هستم کم شود

و ناقص گردد ؟ پس ای بدبخت کسانی که از رحمت من مایوسند و ای بد بختی و بد حالی  بر گناهکارانی

که مراقب شئون من نیستند باد .

                             

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٥

 


It's going to be okay

روزگار بهتري از راه مي رسد
 
Just give tings a little time
كمي شكيبا باش
 
And in the meantime…
و تا آن زمان ...
 
Keep believing in yourself;
خود را باور بدار
 
Take the best of care;
هماره هوشيار باش
 
Try to put things in perspective;
بكوش تا دورنماي همه چيز را در نظر آوري
 
Remember what's most important
مهمترين ها را به ياد بسپار
 
Don't forget that someone cares;
فراموش مكن كه ديگري نگران توست
 
Search for the positive side;
درجستجوي جنبه مثبت (هرچيز) باش
 
Learn the lessons to be learned;
بياموز درسهاي اموختني را
 
And find your way through to the inner qualities;
به سوي گنجينه هاي درون راه بگشا
 
The strength, the smiles,
با تكيه بر توانايي ،  لبخند
 
The wisdom and the optimistic outlook
خرد و خوشبيني
 
Those are such special parts of you
اينهاست پاره هاي يگانه وجودت
 
It's going to be okay
آري روزگار بهتري فرا مي رسد

سال نو مبارک!

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٥