رازهای عيان و پيش پا افتاده دولتمند شدن:

«همه رويدادهای زندگيت آيينه ايست که انديشه هايت را باز می تاباند.

اگر به پذيرش اين توهم گسترده که عوامل بيرونی زندگيت را تعيين

می کنند ادامه بدهی، ذهنت نخواهد توانست اين اصل را دريابد.

در واقع، هر چيز زندگی، مساله گرايش است. زندگی دقيقا همان

گونست که تصويرش می کنی.هر چيز که برايت پيش می آيد، محصول

انديشه های توست.اگر می خواهی زندگيت را عوض کنی بايد از

عوض کردن انديشه هايت شروع کني. همه آنها که دولتمند شدند

عميقاً معتقد بودند که دولتمند ميشوند، و به همين دليل کامياب شدند.»

« بزرگترين محدوديتها، خدوديست که انسان بر خويشتن تحميل می کند؛

و از اينرو، بزرگترين مانع کاميابی، مانع ذهنيست. حد و

 مرزهای ذهنيت را بگستر تا خد و مرزهای زندگيت را بگستری.

محدوديتهايت را منفجر کن تا محدوديتهای زندگيت را منفجر کنی

هيچوقت خود را دست کم نگير و از خود جسارت به خرج بده و هميشه

به خودت بيشتر از آنچيزی که هستی اعتماد کن و نترس.

راز هر هدف اين است که هم جاه طلبانه باشد، هم قابل دسترس

اما بيشتر مردم زياد محافظه کارند.محدوديتهای ذهنی خود را به نوعی عادت

بدل کرده اند. عادت کرده اند به برون بروند. مجاب شده اند که زندگی فقط

همين است و از رويا ميترسند. از گسترش خد و مرزهای ذهنيت نترش.»

« جوانی مانع نيست. افراد بيشماری بسيار جوانتر از تو دولتمند شده اند

مانع عمده بی خبری از راز است، يا دانستن آن و به کار نبستن آن.

خواستن بهترين مايه بقای انديشه هايت است. هر چه خواستن شديدتر

باشد، خواسته ات با شتابی افزون تر در زندگيت متجلی می شود.

راه دولتمند شدن، خواستن شديد آن است. در هر زمينه زندگی

 صميميت و شدت، لازمه کاميابيست.

راه کسب ايمان از طريق تکرار کلام است. کلام بر زندگی درونی و بيرونی

ما تاثيری خارق العاده دارد. کلام دارای اقتدار مطلق است. که مردم 

از بهره آن غافلند.معمولاً نفوذ کلام را بر ضد خود به کار می برند.

وقتی تخيل و منطق با يکديگر در تضادند، همواره تخيل پيروز می شود.

انديشه -  حتی دروغ - اگر معتقد باشيم که راست است

می تواند بر ما اثر نهد.»

« بگذار به تو هشدار دهم. شفر شايد پيش از رسيدن به تسلط ، دراز و

دشوار باشد. اما هرگز از آن دست نکش، به تو قول می دهم که

 ارزشش را خواهد داشت . روزی خواهی آموخت که تسلط بر تقديرت و جامه

عمل پوشاندن به روياهايت هدف غايی زندگیست. ما بقی بی اهميت است.»

« تخيل همان چيزيست که بعضی از افراد آنرا ذهن ناهشيارمی خوانند.

که بسيار قدرتمند تر از بخش هشيار می باشد.که در برابر نفوذ کلام

تاثيرپذيرتر است. وقتی در حين کاری، به خود می گويی که نميتوانی

يا در خود توانايی انجامش را نمی بينی به اين دليل است که اين انديشه

به طور نا محسوس و باور نکردنی در ذهن نا هشيار ما حک شده است.

در حالی که تو واجد همه شرايط اين کار هستی و بسيارآسانتر از

آنچه تصور می کنی  قادر به انجام دادن آنی. اوضاع و شرايط بيرونی

با دقتی حيرت انگيز به مطابقت با تصويری که از خودت داری می انجامند.

ميتوان به ذهن نا هشيار حقه زد و برای اين کار عزم و اراده بهترين وسايلند.

که ذهن ناهشيارت را مجاب ميسازد که ميتوانی به هر چه می خواهی برسی.»

« عمل ساده برروی کاغذ آوردن هدفها و مهلتها و مجموع ارقامت، نخستين

گام به سوی تبديل آرمانت به معادل مادی آن است.

و اين را بايد به خاطر داشت که زندگی دقيقاً همان چيزی را می دهد که 

از ان انتظار داريم.

« چه سود اگر آدمی همه جهان را به دست آورد، اما روحش را از دست بدهد.

پول خادمی بی همتا اما اربابی مستبد است.»

« آنان که هيچگاه از آنچه می کنندبه راستی لذت نمی برند، يا آنان که از

روياهای خود دست کشيده اند، به گروه مردگان زنده متعلقند.

نبوغ يعنی به انجام رساندن آنچه از ان لذت می بريد، اين

 نبوغ راستين زندگيست. انسان متوسط، از ترس حرف ديگران يا

 از ترس از دست دادن امنيت، هرگز جرات نمی کند کاری را که دوست دارد

به انجام برساند. پس راز نيکبختی آنست که هر روز چنان

 زندگی کنی که گويی آخرين روز زندگی توست.و با انجام کاری که می خواهی

آن روز را به کاملترين نحو زندگی کنی. بايد از کارت لذت ببری.

آنان که در کاری می مانند که از آن نفرت دارند، تاوانی مضاعف می پردازند.

نه تنها کارشان را دوست ندارند، بلکه اين کار آنها را  دولتمند نيز نميکند.

ذهنت را تقويت کن تا موقعيتها تسليم آرزوهايت شوند، بر

 زندگيت مسلط خواهی شد.»

« سکون و آرامش، عظيمترين تجلی اقتدار است.

باز ايستيد و بدانيد که من خدا هستم. هر روزهر چقدر که می توانی

تکرارش کن. برايت احساس ارامشی را به ارمغان خواهد آورد که برای گذر

از پستيها و بلنديهای زندگی ضروريست.به محض اينکه بتوانم ارباب

تقديرم باشم، قادر به انجام دادن هر کار خواهم بود، و هيچ چيز برايم

غير ممکن نخواهد بود.»

« ايمان می تواند کوهها را از جا برکند. برای استفاده موثر از ذهنت

بايد از اعتقاد به اقتدارش آغاز کنی.»

« هر چه بيشتر بر آنچه می کنی متمرکز شوی، مجذوبتر در

 کار يا موضوع يا شخصی که برابر توست ، بيشتر در زمان حال

 زندگی می کنی. اين تمرکز، کليد کاميابی در همه زمينه های زندگی است.

هر چه تمرکز تو بهتر باشد، خواهی توانست سريعتر و موثرتر کار کنی.

متوجه جزيياتی خواهی شد که از چشم ديگران مخفی می ماند.»

« گل سرخ مظهر زندگيست. خارهايش نمايانگر راه تجربه اند.

آزمونها و محنتهايی که هر يک از ما بايد برای فهم زيبايی راستين

هستی تاب آوريم. هر روز وقتی را به گل سرخ بده و به آرامی با خود تکرار کن

باز ايستيد و بدانيد که من خدا هستم.

هرگاه ذهنت از طريق تمرينهای تمرکز نيرومند شود و اتکا به نفس بيابی

در خواهی يافت که مشکلات زندگی ديگر تو را به چنگ نمی گيرند.

خواهی فهميد که چيزها همانقدر مهم هستند که ذهنت آنها را مهم بداند.

مشکل تا وقتی مشکل است که تو آنرا به مشکل بدل کنی.

هر چه ذهنت نيرومند تر باشد، مشکلاتت ناچيزتر خواهد نمود. اين منشا

آرامش درون است، پس تمرکز کن. اين يکی از بزرگترين کليدهای کاميابيست.

همه زندگی يعنی تمرينی برای تقويت ذهن. جان، جاودان است. در گذر

از هر زندگی، ذهن به آهستگی خود را کشف می کند و می پروراند.

هرگاه ذهنت به بالاترين سطح تمرکز برسد، به وضعيت خارق العاده ای

دست ميابی که در آن روياهايت با واقعيت منطبق می شوند.

همواره به خاطر بياور که در اوجی معين، ديگر ابری نيست. اگر

زندگيت ابريست، به اين دليل است که روحت آنقدر که بايد بالا نرفته است.

ترديد و خوش بينی همواره در تعارضند. با ثبات قدم بر ضد ترديد بکوش.

زيرا ترديد مانند هر انديشه ديگر ، در زندگيت متجلی خواهد شد. اگر

اعتقاد راسخ داشته باشی که وامت را خواهی گرفت، انرا به دست خواهی آورد.

مردم به ندرت جرات می کنند که چيزی بخواهند. بايد شهامت تقاضا

کردن را نيز داشته باشيم. نگذار ترس هدايتگرت باشد. ترس بذترين دشمن

توست، برادر ترديد است و بايد بر آن غلبه کنی.»

« بعضی معتقدند که کتابها يکسر بی ارزشند. بر اين اعتقادند که خودشان

جهان را باز می سازند. و چون از دانشی که در کتابها يافت ميشود بهره ای

نبرده اند، بدبختانه خطاهای نياکان خود را تکرار می کنند.

به اين طريق وقت و ثروت هنگفتی را به هدر می دهند. از سوی ديگر

به تله اعتماد به هر آنچه کتابها می گويند نيفت. نگذارآنان که پيش از تو

 آمده اند بجای تو بينديشند. فقط چيزی را نگه دار که فراسوی گذر زمانست.

و در آخر راز دوگانه دولت راستين را نيز خواهی يافت:

(( عشق به هر آنچه می کنی و عشق به ديگران.))

                                                                 پايان...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۳