رفتم خونه همسايه مون خواستگاري.....
گفتن نميدن دخترشونو... امون از بد بياری..


گفتن که تو يه دانشجويي مگه نه؟........
براي زن گرفتن تو جووني! مگه نه.......؟


گفتن که بايد حرفاتو با ما بزني............
رسم زن گرفتن رو ميدوني مگه نه......؟


گفتن چي چي داري...مهريه بزاري؟.....
خرج اين عروس رو بگو از کجا ميآري.....؟


گفتن خونه داري؟ گفتم که ندارم.........
خرج اين عروس رو بگين از کجا(م)! بيارم؟


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچي ندارم........


ندارم که ندارم......ندارم که ندارم.......
ندارم که ندارم....خوب ندارم که ندارم.....

ولي من معني عشق رو خوب ميدونم....
واسه يارم ميگذرم از دل و جونم.........


هزار آرزو دارم و جوونم.............
کي ميگه عيبه که من اوازه خونم.......


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچي ندارم........


چرا هيچ کي از وفاداري نپرسيد.....
.از من و عهد من و ياري نپرسيد...............؟


تا بگم که اشتباهتون همينجاست.......
عشق من بزرگترين ثروت دنياست......


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچي ندارم........

 

 

تفسيرش با شما؟

                                                         کوروش

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۳