درسهای دکتر شريعتی

( بخش اول)

انسان به ميزان برخورداريهايی که در زندگی دارد ، انسان نيست ، بلکه درست به اندازه ی نيازهايی که در خويش احساس ميکند انسان است . سطح تعالی و درجه ی کمال هر انسانی را با درجه ی تعالی و کمال نيازهايی که دارد و کمبودهايی که در خود احساس ميکند دقيقا ميتوان اندازه گيری کرد. يعنی هر کس به ميزانی انسانتر است که نيازهای کاملتر ، متعالی تر، و متکاملتر دارد. آدمهای اندک نيازهای اندک دارند ، و انسانهای بزرگ نيازهای بزرگ . اينجا هست معنی اين حقيقت دقيق که :

آنان که غنی ترند ، محتاج ترند.

ارزش «علي» در بی نيازتر بودنش از ديگران نيست بلکه در احساس کردن نيازهای بلندتر و متعالی تر اوست نسبت به ديگران و همچنين در احساس نيازمندتر بودن و احساس کمبود بيشتر کردن او در هستی است که ديگران چنين احساسی را ندارند.

يک روح بزرگ که مسير کائنات و همچنين کاروان تکامل و استعداد و امکان کمال و عروج روح بشری را تا سر منزلهای خيلی دور تر ميبيند و قله ی مطلق را در کوهستان سر به خدا کشيده ی وجود، ميبيند و احساس میکند ، دچار حيرت ميشود و احساس هراس ميکند. اين غير از پريشانی و غير از ترس و جبن است. حيرت و هراس در برابر  عظمت وجود و شکوه ابديت و زيبايی خدا است و اين احساسها را دلی ميتواند دريابد که استعداد فهم و احساس اينها را داشته باشد و دامنه ی ادراکش تا ديواره های هستی گسترش يابد. به همين دليل است که ميبينيم پيامبر اسلام آرزو ميکند که : خدايا بر حيرت من بيفزای . اين حيرت زاده ی شناخت است و پريشانی زاده ی جهل . هراس معلول آشنايی با عظمت و شگفتی است و ترس معلول گناه و گمراهی.

ادامه دارد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٤