سادگی آسونه اما ساده موندن خيلی سخته

هوس و بيرون دروازه نشوندن خيلی سخته

انتهای اين مسير رو با خودم نگفته بودم

شايد اين راهی که رفتم اون روزا نرفته بودم

زندگی لحظه به لحظه چهره تازه می گيره

دنيارو هر کی با قلبش داره اندازه می گيره

شايد احساسی که دارم ديگر کمتر صادقانه است

وقت برگشتن از اين راه وقت يک کوچ دوباره است

می دونم موندن و بودن واسه خوش خياليهامه

شک و ترديد و سياهی حک شده رو سينه هامه ....!

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٤