اوشو 

 ۱) هيچ پيوندي نمي تواند جايگزين روح تو شود. تنها تو، تنها تويي كه دوست خودي

2) اگر واقعاً خواهان تغيير زندگي هستي، همين حالا، بي درنگ آغاز كن.

3) تنهايي، فرديت است. و تنها افراد مي توانند دوست باشند. نمي تواني دوست كسي  باشي كه با او معنا مي يابي اين دوستي نيست. يا تحت تسلط اويي يا مسلط بر او اين رابطه مالك و مملوك صاحب و برده است. دوستان هرگز مالك يكديگر نمي شوند.  

4) در پيوند عاشقانه، بايد به مالكيت در آيي نبايد تلاش كني كه مالك شوي.

5) عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز.

6) . زوج ها همه بايد به خاطر داشته باشند كه پس از ازدواج ارباب ديگري نخواهند شد فقط همراه، فقط دوست.

7) هرگز نخواه كه ديگري تغيير كند. در هر پيوندي تغيير را از خود آغاز كن.

8) هيچ چيز بيشتر از تنهايي رنج آور نيست. اما مشكل اين است كه ايجاد هر پيوندي از روي ترس از تنهايي، آزمون مباركي نخواهد بود، چون ديگري نيز با همين انگيزه به تو پيوسته است.

9) عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد. اگر ديگري را دوست مي داري، اگر مي خواهي ياريش كني، كمك كن تا يگانه شود. نه نبايد او را اشباع  كني. تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني. ديگري را كمك كن تا يگانه شود. چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضور تو نباشد

10) هيچ مردي،زن را نمي فهمد، هيچ زني، مرد را نمي فهمد، زيبايي با هم بودنشان همين است.

 

             

 

                                                                                                   

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٤