سلام تنهاترينها

اميدوارم شروع هفته جديد همراه با موفقيت و خوشی براتون باشه...

امروزرو ميخوام با يک مطلب طنز شروع کنم تا بتونم خنده ای

هر چند کم و نا چيز بر لبانتان شکوفا کنم...

                                عشق و زندگی

«طرف» را زیر نظر گرفته‌ای. خودشیرینی می‌كنی.

یعنی با دوستان بلند بلند حرف میزنی كه بابا مثلاً

 از همه سرتری یا لیدر اونایی. یك جوك مودبانه ا

ما بی‌مزه تعریف می‌كنی: - شنیدین اخبارو؟ می‌گفت یه اتوبوس

 پر از مسافر دیروز رفته تو تونل!
- خب خب؟ چی شده؟
- هیچی از اون سر اومده بیرون!
هر هر میزنین زیر خنده. (یخ كنی بی‌مزه با این جوكت).

 و «طرف» هم نخودی می‌خندد. (تو هم یخ كنی بی‌سلیقه).
یك كاغذ و شماره تلفنی كه با خط خرچنگ قورباغه

 نوشته‌ای با هر زور زدن و عرق ریختن و دوز و كلكی است

 به طرف قالب می‌كنی و بعد كه به خانه برمی‌گردی

خیلی رمانتیك، آقا، جنتلمن، اند مرام، اند كلاس، اند تیپ

شده‌ای و حتی دیگر پایت بو نمی‌دهد و مهم‌تر از همه

 پیش خودت فكر می‌كنی عاشق شده‌ای.

 بله عاشق شده‌ای و با هر صدای زنگ تلفن، قلبت مثل

 تخلیه فلاش‌تانك هری می‌ریزد پایین.
دیرررررررلینگ دیررررررلینگ... دیرررررررلینگ دیررررررلینگ...
-الو؟
یك صدای سوپرانوی مكش مرگ مای سانتیمانتالِ مردخركن:
- الللللو؟
- وای س‌س‌س‌سلام شمایین؟ چه عجب از این ورا؟

 هه هه (بعد وقتی می‌خندی شبیه كله‌پاچه‌ی دم صبح می‌شی)
... چرتیات معمولی... صدای صحنه زیر است

و یك موسیقی اصیل ژاپنی از آنها كه در عروسی و عزا یكی است،

 روی صدای شما و طرف می‌آید.
- من گلباجی‌ام تو خونه صدام میزنن گلی جون.
- ئه؟ ئه؟ بگو اروای بابام؟
- ئه‌هه! اروای بابای خودتون! (خنده نخودی) بابام زنده‌س.
- ئه... چیزه ببخشین آخه ذوق‌زده شدم چون

 اسم منم گل‌ممده (خنده باقالی)
- واییییش! چه تفاهمی (خنده كشمشی)
- آره خب منتها صدام میزنن گلممو! (خنده چغندری)
-...
مدتی بعد: چیزی نمانده عین نئو و ترینیتی وارد گوشی

 بشوید و به سر و كول هم بپرید. (طبیعتاً اینجا باید

 پیش‌بینی كنید آگهی‌های بازرگانی بیاید... چند تیزر

 تبلیغ پفك و ماكارونی و بعد تبلیغ زرشك)

وایپ مضحك به چند روز بعد:

- ننه! من اینو میخوام. به اروای بابام،

به مرگ خاله سكینه، به اون قرآنی كه

دایی عباس لاشم وا نكرده، اگه تا این هفته نریم

 خواستگاری اول خودمو می‌كشم بعدش اونو!

جامپ كات با یك سوییش‌پن شلاقی به خانه‌ی طرف:

طرف نشسته و در كنارش یك كوه دستمال كاغذی

 محتوی آب دماغ تازه استخراج شده دیده می‌شود

 و با صدای مینی‌نكره‌ای آبغوره می‌گیرد.

باباهه عین برج زهرمار. ننه‌هه با لوچه آویزان:
- ایشششش... حالا آدم قحطی بود

 این تحفه‌ی گنده‌بك. واه واه نیگاش كن انگار آلن دلون گیر آورده.

یك وایپ بی‌معنی به مدتی بعد:

دیریم دی دی دیم، دی دی ری دیم دیم دی دی دیم ....

دیریم دی دی دیم ، دی دی ری دیم دیم دی دی دیم ....

انكحت و منكحت و یكی دوماد خوشبخت

و یكی تخت و یكی رخت و غیره. آلن دلون...

 نه چیز شما با «طرف» مثل دو تا آفتابه سیاه و سفید

 بازویتان به هم گره خورده است.

 زن‌های فامیل تا شما را می‌بینند مثل بوقلمون

گربه‌دیده كل می‌كشند. بزرگ‌ترها شما را مثل

رمی جمرات هدف نقل و سكه قرار داده‌اند

و شما با نیش تا بناگوش در رفته به ورجه وورجه

 رقصندگان و چرخندگان و غلتندگان و برك‌دانس هلیكوپتری

 و تانگوی اوران‌گوتانی دختر و پسرهای فامیل‌خودتان

 و طرف جواب می‌دهید و هر ازگاهی یكی می‌‌آید

 و شلپ یك ماچ آبدار از صورت‌تان می‌گیرد.

 بعضی‌ها كه البته نزدیك‌تر به شما هستند سعی می‌كنند

 این احساس را مثل جارو برقی به شما منتقل كنند

 كه چقدر دوستتان دارند.
دو تا قلب تیرخورده‌ی قرمز كه البته تیرها بیشتر

 به موشك اس اس بیست روسی شبیه است،

بالای سرتان نصب شده و زیر آن با لهجه‌ی فصیح

 دهات اطراف لندن نوشته شده:

GOLMAMAD and GOLBAJI ... Peiwandetan mobarak

 basheh ishala..... I LOVE YOU

چند دختر هم خِر و خِر بالای كله‌تان مشغول

سابیدن قند كوپنی هستند كه البته چون

 حساسیت دارید مورمورتان می‌شود.

 اما سعی می‌كنید نیش‌تان را همچنان فاتحانه

باز نگه دارید. احساس یك مارمولك یا بزمجه‌ی

خوشبخت زیر آفتاب را دارید و گاه گاهی برای

 طرف كلاس جنتلمنی می‌گذارید:
- خیلی دوست دارم گلی جون
طرف هم با عشوه‌های اسبی شیهه‌های ملیحی می‌كشد:
- منم دوست دارم گلممو جونم.
نه این فایده ندارد. باید عاشقی‌ات را در دفتر بزرگ

زیر دست آقا ثابت بكنی آن‌هم با مهر و شیربها و متعلقات:
- عروس خانم وكیلم؟
دوربین از اكستریم لانگ‌شات به سبك هندی بالیوودی

 زوم می‌كند توی دهان طرف. یك اینسرت درشت از لب

 و لوچه‌ای كه این ‌هوا روژ مالیده:
- بله!
دوباره بوقلمون‌ها صیحه می‌كشند و خوشبختی پشت خوشبختی...

یك آیریس بی‌حال به مدتی بعد:

شیرخشك ، پوشك، كهنه، پیفففف... شیر خشك

، پوشك، كهنه، پیففففف... شیر خشك، پوشك، كهنه، پیففففف...

فید این نمای خارجی و مدیوم شات از یك پنجره.

صدای فریاد یك مرد عاشق لایق سابق كه جنابعالی باشی:
- به من می‌گی بی‌غیرت؟ بی‌غیرت باباته

كه دختری مثل تو رو رو كولم گذاشت
- خبه خبه دهنتو آب بكش من اگه عقل داشتم

به گوساله‌ای مث تو بله نمی‌گفتم..
- به من می‌گی...
اجسامی كه از پنجره و از چپ به راست و بالعكس

 به سبك اسلوموشن ماتریكسی در حال پروازند:

 بالش، ماهیتابه، قنددان، یك پارچ دوغ، استكان لب‌طلایی

، جوراب گوله شده، سینی،... گوشتكوب....آآآآآآخ!

فید اوت قرمز

یك عاشق سابق با سرشكسته و باندپیچی شده،

 دادگاه مدنی، دفتر بزرگ حاج آقا در دفتر ثبت

 ازدواج و خطبه... نه چیز آهنگ طلاق از گوگوش.
- بالاخره كارت به حلال مكروه كشید پسرم؟

 
فید سیاه همراه با صدای رعد و برق و باران و ترومپت.

 گاهگاهی آب داخل ترومپت می‌شود و

صداهای ناهنجار و شرم‌آوری تولید می كند.

فید باز می‌شود.

مثل مگس امشی‌خورده روی تخت ولو شده‌ای

و به تلفن جواب می‌دهی:
- من گلغنچه هستم تو خونه بهم میگن «غٌنی»
- ئه؟ ئه؟ منم گلممدم بهم میگن ممو!...

خوش و سبز باشيد...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۳