سلام تنهاترينها

۱-۲ روز سرم شلوغ بود و وقت نکردم که بهتون سر بزنم

قبل از هر چيزی شهادت ام المصائب ،مادر همه شيعيان رو به همه تسليت می گم

دنیاست چو قطره ای و دریا ؛زهرا              کی فرصت جلوه دارد اینجا؛زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود        عالم چو الفبا شد و معنا؛زهرا

داشتم پیش خودم فکر میکردم هر دونه ای که کاشته میشه اگه ازش به خوبی مراقبت بشه به ثمر میشینه . اولش نهالی کوچیک و بعد هم کم کم به درختی تناور تبدیل میشه . یادم اومد که همیشه می گفتن : اگه می خواین دل باصفایی داشته باشین ؛ اگه می خواین دلتون واقعا دلی سالم باشه و هیچ وقت بیمار نشه ؛ محبت اهل بیت رو توی دلتون بکارین و مثل یه باغبون عاشق ازش مراقبت کنین . چون این بذر محبت و این زمین که دل شماست ؛ آفتهای زیادی دارن . داشتم دنبال این بذر میگشتم که جایی خوندم اگه اصل و اساس محبت خاندان اهل بیت رو می خوای باید مهر و محبت فاطمه رو به دل داشته باشی

      زین ولایت هر که باغی می خرد

                                                        در دل او نام زهرا می رود

یه دفعه به فکر فرو رفتم که این فاطمه کیه که اساس محبت ؛بر محبت اون استواره . یه چیزایی در موردش می دونستم اما برای بهتر شناختنش به مطالعه نیاز داشتم . ولی .... هر چی بیشتر در موردش خوندم ؛ بیشتر دلم گرفت

دلم گرفت ؛ ... اما نه به خاطر اینکه فهمیدم فاطمه فقط هیجده سال داشت که به شهادت رسید ....

دلم گرفت ؛ ... اما نه به خاطر اینکه فهمیدم فاطمه بین در و دیوار موند و با شکسته شدن پهلو و فرو رفتن میخ به سینه اش محسنش رو از دست داد ....

دلم گرفت ؛ ... اما نه به خاطر اینکه فهمیدم توی کوچه جلوی همسر و فرزندش از دشمن سیلی خورد ....

دلم گرفت ؛ ... اما نه به خاطر اینکه فهمیدم شبانه ؛ بدون حضور مردم فاطمه رو غسل و دفن کردند ....

دلم گرفت ؛ ...اما نه به خاطر اینکه فهمیدم هنوزم که هنوزه هیچ کس از محل قبر فاطمه خبر نداره .....

نه !!!....دلم از این گرفت که هیچ جوری هیچ کسی نتونسته فاطمه رو بشناسه و تعریف کنه.

رفتم سراغ دکتر شریعتی ... نوشته بود :

 خواستم بگویم فاطمه دختر محمد (ص) است ... دیدم که فاطمه نیست .

خواستم بگویم فاطمه همسر علی (ع) است ... دیدم که فاطمه نیست .

خواستم بگویم فاطمه مادر حسنین است ... دیدم که فاطمه نیست .

خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است ... دیدم که باز هم فاطمه نیست .

نه ! اینها همه هست و این همه فاطمه نیست .... فاطمه فاطمه است .

آره ! تنها تعریف در پایان کتابش از فاطمه همین بود که :

                                « فاطمه فاطمه است .»

آخه چرا زبون و قلم از بیان کیستی و چیستی فاطمه درموندهن ؟ گفتم تنها کسی که می تونه فاطمه رو معرفی کنه اونیه که فاطمه رو آفریده . سراغ حدیث شریف کساء رفتمو جوابمو اونجا گرفتم .

وقتی پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین زیر عبای پیامبر جمع شده بودن ؛ خدا به وجودشون افتخار کرد و گفت من تموم آسمونها و زمین و ماه و خورشید و ستارگان رو به خاطر این پنج نفر خلق کردم . جبرئیل از خدا میپرسه : مگه اینها کی هستن ؟ و خدا در جواب میگه :

                            «هـُم فاطـمـة ُ و أبـوها و بـَعـلـُها و بـَـنـوهـا »

خدایی که قبل از آفرینش فاطمه ؛ محمـد و علـی رو آفریده و اونها رو بهتـرین و برگـزیده ترین بنـده هاش می دونه؛ چی میشه که اینجا اول فاطمـه رو اسم می بره ؟؟؟نمی گه اینها محمد و دخترمحمدو داماد ِ محمد و نوه هاش هستن ..... میگه اینها فاطمه و پدر فاطمه و همسر فاطمه و فرزندان ِ فاطمه هستن ........ می دونید یعنی چی ؟؟؟؟؟!!! .... خوب ؛ وقتی خدا خاتم پیامبرانش رو ؛ علی والامرتبه رو( که به قول پیامبر وقتی به معراج رفته بود علی رو قبل از خودش اونجا دیده بود ) ؛ با نسبت دادن به فاطمه؛ به جبرئیل امینش معرفی می کنه...معلومه که ما بنده ها نمی تونیم فاطمه رو بیان کنیم . فاطمه اونقدر برای خدا و ملائکه شناخته شده و تعریف شده هستن که براشون نیاز به توضیح نیست ولی وای بر ما گم شدگان و گم کردگان حقیقت...

خدایا ! زبونم ؛ قلمم از بیان حرفهای دلم هم عاجزن ؛ چه برسه گفتن کلمه ای در مورد....................................ياس کبود باغ محمدی...

   پناه عالمی ،درگاه زهراست

                                                      بشر حيران ز قدر و جاه زهراست...

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ،۱۳۸۳