سلام تنهاترينهاClick here to visit the Emoticons Mail site

خسته نباشيد...

حلول ماه پر برکت و مبارک شعبان رو به همه شما تنهاترينها

تبريک عرض ميکنم( يه کم ديرتر ميگفتی)

خب آخه می خواستم يه دفعه تبريک بگم


 

 

 

 

 

 

 

بچه که بودم فکر می کردم واسه امام حسين بايد گريه کنمClick here to visit the Emoticons Mail site

 بزرگتر که شدم Click here to visit the Emoticons Mail siteعاقلتر شدم فهميدم امام حسين (ع)

 به عاليترين درجه کمال بشريت رسيده، راه رسيدن

 به اون درجه را هم به ما با عمل نشون داده حالا

 اين منم که بايد به حال خودم گريه کنم اين منم

که  با وجود ديدن راهی که حسين به من آموخته باز هم از جاده کمال دور شدم.

 

 

 

 

 

 دوستی از من ايراد گرفت که امام حسين چهارده قرن پيش بوده و ...Click here to visit the Emoticons Mail site

بهش گفتم: درست می گی اما خدا وکيلی کی رو

 سرغ داری بعد ازاين همه سال و قرن هنوز مانند

حسين زنده باشهClick here to visit the Emoticons Mail site و نه تنها مسلمونا بلکه همه افراد

 واقع بين همه اديان او را مثل حسين دوست داشته باشندClick here to visit the Emoticons Mail site

 مگر « کرد فيشلر آلمانی » مسلمون بود...

نه؛ اما او حسين را يک بشر کمال يافته ديد که

 مهمترين کتابش را در مورد حسين (ع) نوشت.

 کرد فيشلر مرا ياد اين شعر انداخت:

              Click here to visit the Emoticons Mail site اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست

               اين چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست Click here to visit the Emoticons Mail site

ميلادClick here to visit the Emoticons Mail site امام حسين (ع) حضرت ابوالفضل (ع) و

 امام سجاد (ع)Click here to visit the Emoticons Mail site را به تمامی دوستان خوبم تبريک می گم.Click here to visit the Emoticons Mail site

I had e dream …
تصوري داشتم ...

I dreamed I was walking along

the beach with God.
خيال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم مي زنم

Across the sky flashed scenes

from my life.
در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

For each scene, I noticed

two sets of footprints in the sand;
در هر قسمت 2 جاي پا ديدم

One belonging to me,

and the other to God.
يکي متعلق به من و ديگري به خدا

When the last scene of my

 life flashed before me.
وقتي آخرين تصوير زندگيم را ديدم

I looked back at the

footprints in the sand.
به جاي پا روي شن نگاه کردم

I noticed that many times

along the path of my life

there was only one set of foot prints.
ديدم که چندين زمان در زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

I also noticed that it happened

 at very lowest and saddest

times in my life.
دريافتم که اين در سخت ترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده

This really bothered me so

I questioned God about it.
براي رفع ابهامم از خدا سوال کردم.

"God, you said that once I

 decided to follow you. You'd

 walk with me all the way."
خدايا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم هيچ زماني مرا تنها نخواهي گذاشت

But I have noticed that during

 the most troublesome

 times in my life, there is

only one set of footprint.
ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

I don't understand why when

 I needed you most you

would leave me.
چرا در زماني که بيشترين نياز به تو داشتم تنهايم گذاشتي

God replied, "My precious,

 precious child"
خدا فرمود: فرزند عزيزم

I love you, and I would

never leave you.
تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم

During your times of trial

and suffering, when you

 see only one set of footprints
در مواقع سخت اگر يک جاي پا مي بيني

It was then that I carried you.
در آن لحظات تو را بدوش کشيدم ...

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۳