وقتی دلم می تنگه

بغض گلمو می بنده

حالم گرفته می شه

راس راستی خسته می شه

دلم می خواد بخونم، اينو برای هميشه:

دستهای ما کوتاه بودند، و خرماها بر بالای نخيل فراوان...

ما دستهای خود را بريديم و به سوی خرماها پرتاب کرديم...

خرما فراوان ريخت...

          اما ما ديگر دست نداشتيم......!!!

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۳