سلام

خسته نباشيد... امروز می خوام چند تا جوک بگم...

اُميدوارم که خوشتون بياد وبرای لحظه ای خوش باشيد...

 يه ميخه ميوفته توی آب زنگ می زنه فرار می کنه...

 

غضنفر تو تاکسی نشسته بود داشته می رفته که راديو اعلام می کنه که تقاطع طالقانی به

امام حسين بستست...غضنفر می گه : خب باشه،حالا چرا قسم می خوری!!!؟...

 

يه ترکه زنگ می زنه هوا شناسی...ميگه آقا دستتون درد نکنه...هوا خيلی خوب بود

يه روز يه ديوونه داشته يه کبرت سوخته رو به جلد کبريت می کشه...يکی مياد می گه:

بابا لابد خرابه که روشن نمی شه...می گه آخه الان روشنش کردم

لحظات خوشی رو براتون آرزومندم

 

 

  
نویسنده : علی بيگ... ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۳